كارهاى علمى استاد نيز در يك سطح نبود ، از يك طرف عالىترين مطالب را در تفسير مىنوشت و دقيقترين مطالب فلسفى را براى افاضل طلاب و اساتيد دانشگاه و دانشمندان خارجى مانند پرفسور كربن فرانسوى بيان مىكرد . از طرف ديگر حقايق و معارف دين را در سطح پائين حتى براى دانشآموزان مدارس به نگارش درمىآورد .
استاد علّامه طباطبايى بسيار با عاطفه و مهربان بود . دوستانش را از ياد نمىبرد و همواره با آنان در ارتباط بود .
با شاگردان مخصوصش با مهربانى و عطوفت برخورد مىكرد و انس و الفت مىگرفت . و از احوال آنها كه به شهرستانها منتقل شده بودند جويا مىشد « 1 » .
يكى ديگر از مريدان علّامه ، استاد احمد احمدى دربارهء علاقه و دلبستگيش به ايشان مىگويد :
بنده بعد از يك سال كه از رحلت آية اللّه طباطبايى مىگذرد و هنوز باور نكردهام كه ما استاد بزرگوار « علّامه طباطبايى » را از دست دادهايم . شايد اين امر به اين جهت باشد كه مدت بيست و چندسالى كه در قم بودم مرتب از محضر ايشان استفاده مىكردم ، و اگرچه گاهى هم زمينههائى فراهم مىشد كه به تهران و يا جاهاى ديگر بروم امّا واقعا پاى بست ايشان بودم ، علاقه و دلبستگى من به ايشان در حدّ علاقهء يك مريد نسبت به مراد خود بود .
حتى نسبت به خطهء آذربايجان علاقهء بيشترى نسبت به ساير جاها دارم ؛ مثل مولوى و شمس تبريزى كه گفتهاند :
هامش
( 1 ) يادنامه مفسر كبير استاد علّامه طباطبايى ، ص 122 - 125 و 129 .