مىداد ، به آيات قرآن و احاديث كاملا تسلّط داشت و در موارد مناسب از آنها استفاده مىكرد . سخنان پرمغز استاد از درياى دانش مايه مىگرفت و همانند چشمه جوشانى نفوس تشنه علاقمندان را سيراب مىكرد ، گاهى كه بهعنوان « استاد » مخاطب قرار مىگرفت مىفرمود : اين تعبير را دوست ندارم ، ما اينجا گرد آمدهايم تا با تعاون و همفكرى ، حقايق و معارف اسلام را دريابيم . نگاهى نافذ و مهرانگيز داشت ، چهرهء نورانى او انسان را بهياد خدا مىانداخت .
استاد پيادهروى را دوست داشت ، غالبا پياده به جلسات سيار مىرفت و در بين راه نيز به سؤالهاى علمى پاسخ مىداد .
استاد ، به مقتضاى [ حديث نبوى ] « كلّم النّاس على قدر عقولهم » « 1 » مراتب استعداد افراد را براى درك معارف و مطالب علمى رعايت مىفرمود و براى هركس به مقدار فهمش سخن مىگفت . گاهى يك مطلب را با عبارات مختلف براى اشخاص متفاوت بيان مىكرد . غالبا حقايق و معارف دقيق را در قالب الفاظ و كنايات و حتى داستان و شعر در اختيار افراد قرار مىداد ، و اگر در مخاطب استعداد بيشترى را احساس مىكرد همان مطلب را بىپرده در سطح بالاترى بيان مىكرد امّا هيچكسى حتى افراد عادى را از فيض علوم و معارف ، محروم نمىساخت و درخور فهمشان با آنان سخن مىگفت .
شاگردانى در سطوح مختلف از محضرشان بهرهمند مىشدند . چنان كه براى دانشمندان و افاضل جلساتى داشت و عالىترين مطالب را در اختيارشان قرار مىداد براى افراد عادى هم جلساتى داشت كه از محضرش استفاده مىنمودند .
هامش
( 1 ) ميزان الحكمة ( مترجم ) ؛ ج 12 ص 5796 ؛ بهنقل از بحار الانوار : 77 / 140 / 19 .