تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
شب بر سر چه بود ؟ از مايه‌هاى عمده عرفان نظرى سخن مىگفتيم كه مىبايست موضوع گفتگوهايمان در آن سال باشد . بحث و گفتگويى كه تا پانزده سال پس از آن ديدار نخست ادامه يافت ، مايه‌هايى با غنايى بىنظير و ناشنيده و در پيوند با مشكل‌هاى اساسى هراس درون آدمى از كهن‌ترين ايّام تا به امروز ، يادم مىآيد كربن آن شب به موضوع نخستين ، گناه آدمى - هبوط بشر - پرداخت و با طرح اين مشكل در قالب مسيحيت از علّامه طباطبايى پرسيد آيا عرفان اسلامى نيز به گناه آغازين معتقد است ؟ سپس با نقل قول از يك مؤلّف فرانسوى افزود دوهزار سالى كه از گناه آغازين مىگذرد كارمان را به‌جايى رسانده است كه ديگر از گناه بدمان نمىآيد ! علّامه طباطبايى با صداى آرامى كه به دشوارى شنيده مىشد چنان‌كه گويى براى خودش زمزمه مىكرد در پاسخ گفت : « هبوط بشر نقص يا عيب نيست . پس آنقدرها گناه هم نيست . » لبخند ستايشگر و تأييدكنندهء كربن هرگز از يادم نمىرود . . . كربن گفت « از آن‌جا كه غرب حس تأويل را از دست داده ما ديگر قادر نيستيم به رموز كتاب مقدس راه ببريم و جنبه‌هاى اساطيرى ابعاد قدسى جهان را روزبه روز ، بيشتر به فراموشى مىسپريم . » نخستين‌بار بود كه من به ابعاد باورنكردنى اين اصطلاح كه كربن اغلب آن را به كار مىبرد و چنان‌كه مىدانيم كليد نفوذ به اندرون تأملات وى باقى ماند پىبردم . علّامه طباطبايى گفت : بدون شناختن راز تأويل معنوى آيا مىتوان از اين مسائل سخن گفت ؟ معنويت حقيقى بدون تأويل ناممكن است . دو مرد باوجود