نزديك تماس گرفته و به طرز فكر آنها آشنا شده و در بررسى اصول و مبانى اين مذهب و استيضاح معنويات آن از آنها كمك فكرى گرفته و نسبت به هدف خود روشنتر شوم .
پس از آن آقاى كربن به بيان اجمالى زحماتى كه در تنقيح و نشر كتب شيخ سهروردى مؤسس اشراق در اسلام و كنفرانسى كه در دانشگاه در اطراف مكتب فلسفى ميرداماد و مكتب فلسفى صدر المتألّهين شيرازى داده بود پرداخت و به ويژه از مكتب فلسفى صدر المتألّهين تقدير و ستايش كرد « 1 » .
* ماجراى يكى از ديدارهاى علّامه و هانرى كربن
در كتابى تحت عنوان « هانرى كربن آفاق تفكر معنوى . . . » ماجراى يكى از ديدارهاى علّامه طباطبايى و هانرى كربن و بحث مطروحه بين اين دو ، چنين نوشته شده است :
شامگاه خنك يكى از روزهاى پايان تابستان بود گروه كوچكى بوديم نشسته در محوطه روشنى از باغ ، زير سروهاى بلند و در نسيم خنكى كه از پاشيدن آب فواره حوضى در پيرامون ما ايجاد مىشد حال و هواى اين نخستين ديدار در خاطر من باقى مانده است . چندانكه سيماى مردى كه تأثيرى نمايان در زندگى من برجاى گذاشت و در هالهء همين ديدار در برابر چشمان من ظاهر مىشود .
مهمانان افتخارى آن شب دو شخصيت سرشناس از شرق و غرب بودند علّامه محمد حسين طباطبايى از ايران و هانرى كربن فرانسوى ، صحبت ما در آن
هامش
( 1 ) شيعه مجموعه مذاكرات با هانرى كربن ، علّامه طباطبايى ، مقدمه ، با اندكى تلخيص . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 291 و 292 .