تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
پاريس كاملا براين معرفى و تبليغ مصرّ بود ، وى عقيده داشت كه در دنيا يگانه مذهب زنده و اصيل كه نمرده ، مذهب شيعه است چون قائل به وجود امام حىّ و زنده است و اساس اعتقاد خود را براين مىگذارد و با اتكاء و اعتماد به حضرت مهدى قائم آل محمد ، محمد بن الحسن العسكرى ( عج ) پيوسته زنده است . كربن خود به مذهب تشيّع بسيار نزديك بود و در اثر برخورد و مصاحبت با علّامه طباطبايى و آشنايى با اين حقايق خصوصا اعتقاد به حضرت مهدى ( عج ) دگرگونى شديد در او به‌وجود آمده بود . علّامه طباطبايى ( رضوان اللّه تعالى عليه ) مىفرمودند : پروفسور كربن مىگفت وقتى من اين مطلب ( اعتقاد شيعه به امام حى و حاضر ) را در يك سمينار و كنفرانس غرب به آگاهى شركت‌كنندگان در آن كنفرانس رساندم و گفتم مكتبى است به‌نام تشيّع و او برآن است كه در هر عصرى يك انسان كامل بايد باشد تا مجراى فيض قرار گيرد و رابطهء بين خلق و خالق واقع شود ، براى مجامع و محافل غرب بسيار تازگى داشت « 1 » . مهندس سيد عبد الباقى طباطبايى - فرزند ارشد علّامه - نقل نموده است : يك روز بدون اين‌كه ما سؤالى از پدر كرده باشيم رو به ما كرد و با نشاط خاصى گفت : اين پروفسور كربن به اسلام ( تشيّع ) مؤمن شده و رويش نمىشود كه ايمانش را بر زبان جارى كند ، چند صباحى از اين فرمودهء پدر گذشت و يك روز كربن سخنرانى جنجالى كرد و دربارهء حضرت مهدى ( عج ) سخنان پرشورى ايراد نمود و ضمن آن گفت كه من به‌خاطر بحث دربارهء اسلام و رسيدن به اين
هامش
( 1 ) مجلهء شاهد ، شماره مسلسل 48 ، 15 آبان 1362 ، ص 14 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 297 و 298 .