موج بودند و دربارهء سرنوشت فلسفه در ايران همعقيده بودند ، كلمهء تأويل در آن جا زياد شنيده مىشد كه مىتوان آنرا به كشف محجوب يا تفسير معنوى هم تعبير كرد ، بعدها بود كه من به غناى شگفت اين مفهوم كه خود ركن تمامى ادراك عرفانى است پىبردم ، من مرتب در اين محفل شركت مىكردم و از مشتاقان و اهالى اين باغ تأمّل گرديدم .
كربن معمولا اوايل شهريور به ايران مىآمد و اوايل دىماه به فرانسه باز مىگشت ، او به مرور زمان گرد خود حلقهء كوچكى از محققان را فراهم آورده بود و از توجهى كه آن جوانان به اينگونه تحقيقات نشان مىدادند بسيار خرسند بود .
گفتگو به دو زبان بود ، كربن به فرانسه سخن مىگفت ، فارسى را بسيار خوب مىفهميد امّا از آنجا كه گوشش سنگين بود ، جرأت حرف زدن نداشت ، سؤالاتش را به فرانسه طرح مىكرد كه به فارسى ترجمه مىشد و علّامه طباطبايى به فارسى پاسخ مىداد كه سخنانش به فرانسه برمىگشت ، بنابراين نوعى ترجمه دو سويه در كار بود معمولا دكتر نصر كار دشوار اين ترجمه دو سويه را با چيرگى تمام بهانجام مىرساند . . . « 1 » .
كربن مصاحبههاى متعددى در سالهاى 1337 و 1338 ه ش با علّامه طباطبايى پيرامون عقايد و تعاليم و تاريخ تشيع بهعمل آورد كه مجموع آنها در سال 1339 ه ش با توضيحات و پاورقىهاى لازم توسط خود علّامه فقيد و به همّت شهيد دكتر محمد جواد باهنر و حجت الاسلام و المسلمين على اكبر هاشمى رفسنجانى بهعنوان « مكتب تشيع » به چهار زبان فارسى ، عربى ،
هامش
( 1 ) زير آسمانهاى جهان ، ص 133 - 135 .