نيست كه افرادى از جامعه به دليل سستى عقيده و بىاعتنايى به مقررات مذهبى مرتكب مىشوند و در پايان مباحث ياد شده خود افزودهاند :
« مراد ما ، يك رشته كردارها و رفتارهاى بيرون از مجراى شريعت اسلامى است كه در سلسلههاى مختلف عرفان ، جزء طريقت قرار گرفته است » . « 1 »
* اهل تزكيه يا فرقه خدعه « * »
در واقع علّامه طباطبايى از آن دسته عرفا حمايت مىكند و خود نيز در سلك آنان قرار مىگيرد كه داراى معرفت اللّه و متخلّق به اخلاق اللّه بوده و با تهذيب نفس ، رياضات و مجاهدات و تزكيه روح و پاك ساختن دل از عشق و محبت ما سوى اللّه به كمالاتى معنوى نائل شده و ضمن خلق نيكو ، علم و عمل خالص و ذكر و فكر در اسماء و اوصاف الهى و ترك شهوت حيوانى و فضولات دنيوى به موعظه ، هدايت و تربيت جامعه انسانى پرداخته و افراد مشتاق حق را راهنما هستند ؛ از فقيران و درماندگان دستگيرى كرده مظلومان را يارى نموده ؛ گمراهان را به سر منزل مقصود رسانيده و به حقيقت شاگردان عالى مدرسه انبياء و مكتب اهل بيت عليهم السّلام هستند و مضامين قرآنى و روايى را زيربناى تلاشهاى فكرى ، علمى و اخلاقى خود مىدانند .
اما ايشان باآن دسته از صوفيانى كه مدعى دروغين مقام ولايتند و خود را به هواهاى نفس و حب رياست و خرقهبازى و سالوسى و ريا و دكّاندارى و فريب
هامش
( 1 ) همان ، ص 109 .
( * ) مقاله استاد غلامرضا گلى زواره ، تحت عنوان « علّامه طباطبايى سرور اهل صفا ( 3 ) » مندرج در ماهنامه پاسدار اسلام بهدنبال شمارهء 193 .