تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
عرفانى در عين اين‌كه براى معرفت حق و رسيدن به حالات معنوى مورد قبول خدا و رسول است ، ولى در شرع اسلام دستورهايى ندارد . در آغاز ، اين عقيده از شرعيات فاصله كمى گرفت ، ولى چون راه كج بود روزبه‌روز بر جدايى طريقت از شريعت افزوده شد تا آن‌كه اين دو مقابل يكديگر قرار گرفتند و عبادات اسلامى ، تزكيه و تهذيب نفس از راه عبوديت به شاهد بازى و حلقه‌هاى نى و دف و ترانه‌هاى پرهيجان و رقص و وجد تبديل شد . علّامه پس از تشريح دليل جدايى و تقابل شريعت و طريقت مىافزايد : « جمعى از سلاطين و اولياى دولت و توانگران و اهل نعمت كه فطرتا به معنويات علاقه‌مند بودند و از طرف ديگر از لذائذ مادى نمىتوانستند دل بكنند ، سرسپرده اين طايفه شده هرگونه احترام و مساعدت ممكن را نسبت به مشايخ قوم بذل مىكردند كه اين خود يكى از بذرهاى فساد بود كه در ميان جماعت نشو و نما مىكرد . بالاخره عرفان به‌معناى حقيقت خود خداشناسى يا معادشناسى از ميان قوم رخت بربسته به‌جاى آن جز گدايى و در يوزه و افيون و چرس و بنگ و غزل‌خوانى ، چيزى نماند » « 1 » . از ديدگاه اين عارف والامقام ، چنين نهج پرآفت و جدا شده از شرع و مباحث عبادى به اهل طريقت شيعه نيز راه يافت و همان‌گونه كه روش عمومى اجتماعى اكثر كه از سيرت جاريه زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلم منحرف شده بود ، شيعه را تحت الشعاع قرار داد و نگذاشت سيرت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم را پس از استقلال در ميان جمعيت متشكل خود ، اجرا و عملى سازد . ايشان به‌اين واقعيت اشاره كرده‌اند كه
هامش
( 1 ) رسالت تشيع ، ص 102 .