* علّامه و مجلسى در مخالفت با صوفىگرى
علّامه مجلسى صاحب كتاب گرانسنگ « بحار الانوار » با صوفيه ميانه خوبى ندارد و با صوفيان زمان خود مبارزه بىامانى را انجام داد و حتى برخى را نفى بلد كرد و راه ايشان را بدعت دانست و اظهار داشت اينان عقايد حقه را تحريف كرده و در نواميس شرعيه تصرف مىكنند « 1 » و در رد تصوف و عقايدشان رسالهاى نگاشت . « 2 » علّامه طباطبايى بههنگام تعليقهنويسى بر « بحار الانوار » ، « 3 » با آنكه مقام علمى بسيار و الا و برجستهاى براى علّامه مجلسى قائل است ، مخالفت ايشان را با دركهاى ذوقى و عرفانى مورد نقد قرار داده و اين راه را به عنوان يكى از سه راه دستيابى به انديشه دينى دانسته است .
در هفتمين كنگره سالانه بزرگداشت و بررسى آثار و افكار علّامه طباطبايى كه در تاريخ 23 آبان 1371 در تالار وحدت دانشگاه تبريز گشايش و به مدت سه روز ادامه داشت آية اللّه ملكوتى ضمن ابراز تأسف از اينكه اشخاصى نگذاشتند تعليقات علّامه طباطبايى بر بحار الانوار ادامه يابد ، از مخالفت علّامه مجلسى با عرفان دفاع كرد و گفت بايد ببينيم مجلسى در چه شرايطى بااين مسائل مخالفت كرده است . در وقتى كه پادشاه عثمانى سلطان صفوى را بچّه درويش خطاب مىكرد و ايرانيان متهم به صوفىگرى و درويش مسلكى بودهاند . البته اين اظهارات خود نياز به بررسى دقيقترى دارد و بايد افزود كه علّامه مجلسى همان صوفيانى را مذمت كرده كه علّامه طباطبايى از آنها نفرت داشته و ما بدانها
هامش
( 1 ) مرآة العقول ؛ ج 1 ، ص 2 .
( 2 ) ر . ك : جوابات المسائل الثلاثة .
( 3 ) علّامه طباطبايى بر 87 موضوع از هفت جلد بحار ( تا ص 45 ج هفتم ) تعليقه دارد .