* طريقت و شريعت از نظر علّامه
طريقت و شريعت بهنظر علّامه طباطبايى چون پيروان مسالك عرفانى غالبا در محيط تسنن زندگى مىنمودند و طريقهاى جز همان راه تسنن تصور نمىنمودند ، وقتى براى بار اوّل به مكتب معنوى اهل بيت عليهم السّلام اتصال يافتند و با الهامى كه از فروغ معنوى نخستين امام شيعه گرفتند ، هرگز برايشان باوركردنى نبود و حتى به ذهنشان هم خطور نمىكرد كه رهبر معنوى كه خود يكى از خلفاى اربعه و جانشين گذشتگان خود مىباشد در معارف اعتقادى و عملى اسلام نظرى به غيب و معنويت ناشى از حالات عرفانى داشته باشد ، از اين جهت از معارف امير مؤمنان عليه السّلام و نظريات عارفانه ايشان دست كشيده و باهمان توشه عمومى ، راه سيروسلوك را پيش گرفتند ؟ !
اتخاذ چنين تصميمى موجب آن شد تا برخى از متون اعتقادى آنان مانع آن گردد تا يك سلسله حقايق پاك برايشان كشف شود و روح تشيع كه به كتابهاى عرفانى آنان دميده شده ؛ همچون روحى است كه در پيكرى رنجور و گرفتار آفت و بلا جاى گزيند و قادر نباشد برخى از كمالات درونى خود را بروز دهد .
از طرف ديگر بهدليل چنين رويكردى موفق نشدند طريقه معرفت نفس و تصفيه باطن را از بيانات شرع استفاده نموده و دستورهاى كافى راه را از منابع كتاب و سنت دريافت كنند ، لذا بهدليل برآوردن نيازهاى مراحل مختلف سير و سلوك ، از سوى مشايخ طريقت دستورهايى صادر و رويههايى اخذ شد كه در ميان فرمانهاى شرعى اسلام سابقه نداشت و كمكم به اينجا رسيدند كه طريقه