بهطريق خاصّى دستورات اخلاقى مىدادند ؛ و دلهاى آنان را آماده براى پذيرش الهامات عالم غيب مىنمودند .
خود ايشان در مسجد كوفه و مسجد سهله حجره داشتند ؛ و بعضى از شبها را بهتنهايى در آن حجرات بيتوته مىكردند ؛ و شاگردان خود را نيز توصيه مىكردند ؛ بعضى از شبها را به عبادت در مسجد كوفه و يا سهله بيتوته كنند ؛ و دستور داده بودند كه چنانچه در بين نماز و يا قرائت قرآن و يا در حال ذكر و فكر براى شما پيشآمدى كرد ؛ و صورت زيبايى را ديديد ؛ و يا بعضى از جهات ديگر عالم غيب را مشاهده كرديد ؛ توجّه ننماييد ؛ و دنبال عمل خود باشيد !
استاد علّامه مىفرمودند : روزى من در مسجد كوفه نشسته و مشغول ذكر بودم ؛ در آن بين يك حورّيهء بهشتى از طرف راست من آمد و يك جام شراب بهشتى در دست ؛ و براى من آورده بود ؛ و خود را به من ارائه مىنمود ؛ همينكه خواستم به او توجّهى كنم ناگهان ياد حرف استادم [ مرحوم قاضى ] افتادم ؛ و لذا چشم پوشيده و توجّهى نكردم ؛ آن حوريّه برخاست ؛ و از طرف چپ من آمد ؛ و آن جام را به من تعارف كرد ؛ من نيز توجّهى ننمودم و روى خود را برگرداندم ؛ آن حوريّه رنجيده شد و رفت ؛ و من تا بهحال هروقت آن منظر به يادم مىافتد از رنجش آن حوريّه متأثّر مىشوم « 1 » .
هامش
( 1 ) مهر تابان ، ص 19 ؛ از بيانات استاد سيد محمد حسين حسينى تهرانى .