تنها در جلسهء خصوصى شبهاى پنجشنبه و جمعه براى ايشان پتو و تشكى مىانداختيم زيرا هم افراد محدود بودند و هم اينكه در جلسه ابتدا دوستان صحبت مىكردند و ايشان آغازگر سخن نبود « 1 » .
* بينش شهودى
وقتى از استاد جوادى آملى در خصوص مقام عرفانى علّامه سؤال شد ، ايشان گفتند : مرحوم علّامه هم در عرفان نظرى متجلى بود و هم در عرفان عملى متخلّق بود ، باتوجه به اينكه عرفان غير از فن اخلاق است آنها كه عرفان نظرى نوشتهاند اين علم را بالاتر و عاليتر از فلسفه تلّقى كردهاند ، فلسفه موضوعش وجودى است و بهشرط اينكه اختصاصى به طبيعى يا رياضى پيدا نكند مىشود وجود بهشرط لا امّا عرفان موضوعش وجود لابشرط است چه وجود لا به شرط وسيعتر از وجود بهشرط لا است .
بنابراين عرفان نظرى از فلسفه الهى اعم از اعلاست ولى علم اخلاق كه حكمت عملى است مادون حكمت نظرى مىباشد ، بحثهاى علم اخلاق كيفيت تهذيب نفس را مطرح مىكند بايد اصل نفس و تجرد نفس در فلسفه الهى ثابت شود آنگاه در حكمت عملى ( علم اخلاق ) دربارهء تعليم و تربيت نفس سخن بهميان آيد ، بنابراين اخلاق مادون فلسفهء الهى است و عرفان فوق اين فلسفه مىباشد .
مقام عرفانى استاد علّامه را بايد در آن بينش شهودى وى جستجو كرد ، او
هامش
( 1 ) مجلهء حوزه ، شمارهء 55 ، ص 50 ؛ مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 363 .