* ارادهاى قوى در وجود علّامه
مرحوم علّامه طباطبايى ارادهاى بسيار قوى داشتند ، وقتى ايشان را براى معالجه به لندن برده بودند اطباء به وى گفته بودند در مقابل چشم شما پردهاى است كه بايد برداشته شود تا چشم بينايى خود را از دست ندهد ، ايشان هم اعلان رضايت كرده بودند ، بعد كه پزشكان گفته بودند : براى عمل جراحى بايد شما را بىهوش كنيم ، مخالفت كرده و فرموده بودند بدون بىهوش كردن عمل كنيد و آنها نيز گفته بودند چون چشم بايد به مدت پانزده دقيقه باز باشد و پلك نزند ناچاريم اين كار را بكنيم ، ايشان فرموده بودند من چشم خود را باز نگه مىدارم و به مدت هفده دقيقه چشم خود را باز نگه داشته بودند و حتى يكبار هم پلك نزده بودند ، اين حكايت از اراده قوى و نيرومند ايشان مىكند « 1 » .
* علّامه مظهر متانت و طمأنينه
آية اللّه حاج سيد حسن مرتضوى لنگرودى مىگويد : علّامه بسيار كم حرف بود و از هيچكس به بدى ياد نمىكرد ، چشمانى نافذ و نگاهى پرمعنا داشت ، در عين سادگى و بىآلايشى باابهت و باوقار بود ، خجول بود و شرم حضور داشت ، وقتى تدريس مىكرد نوعا سرشان پائين بود ، هيچگاه براى تدريس برفراز منبر نرفت . شاگردان بهصورت حلقهاى مىنشستند ، ايشان هم بدون اينكه روى پتو و يا تشكى بنشيند ، تدريس مىكرد مانع مىشد از انداختن پتو و تشك ، مىفرمود :
اگر همين مقدار جايم بلندتر از شما باشد نمىتوانم حرف بزنم .
هامش
( 1 ) آينه عرفان ، ص 59 ، مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 383 .