تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
مصادره به مطلوب شده است ؛ زيرا تا به تجربه معلوم نشود كه افراد آدمى فانى هستند اين كلمه كه انسان فانى است قابل تصديق نيست و اگر اكنون اين حكم مقبول است آن را به تجربه دريافته‌اند . استوارت ميل مىتوانست بگويد كه حكم : سقراط فانى است ، از انسان فانى است ، نتيجه نمىشود بلكه برعكس اينكه مىگويند انسان فانى است از آن جهت است كه سقراط و امثال او مرده‌اند و مىميرند ، او راست گفت زيرا علم را حاصل تجربه مىدانست . اما نظر ارسطو درباب علم غير از نظر استوارت ميل بود . ارسطو هم استقراء را منكر نبود ؛ ولى استقراء را مقدم بر قياس نمىدانست . به نظر ارسطو اين حكم كه انسان فانى است به صرف تجربه حاصل نشده است يعنى چنان نيست كه چون مردم ديده‌اند زيد و عمرو و بكر و خالد مرده‌اند بگويند پس ديگران هم مىميرند بلكه در مرگ يك فرد كلى ، مرگ انسان را ادراك كرده‌اند . ارسطو در مرگ سقراط ، مرگ انسان را ديده است و به نظر او انسان موجوديست كه ادراك كليات مىكند نه آنكه كلى ، صرفا امر انتزاعى باشد . اين دور و مصادره به مطلوب كه مىگويند دورى و نفهميدن مقاصد فلاسفه سلف است . در نظر ارسطو كلى صورتهائى نيست كه روى هم بيفتد و وقتى مىگويد كه انسان كلى را ادراك مىكند مرادش اين كلى مبهم نيست . مرحوم شهيد مطهرى اعلى اللّه مقامه ، گمان مىكنم به نقل از آناتول فرانس تعبيرى مىكردند و مىفرمودند كلىاى كه اينها مىگويند مثل سكه‌اى است كه سائيده شده و معلوم نيست كه تاريخ ضرب آن كى بوده است . اين كلى از افراد و مصاديق آن ضعيف‌تر است و حال آنكه ارسطو مىگويد كلى مقدم بر فرد است ولى معترضان ظاهرا مىگويند كه ارسطو بايد نظر ايشان را بپذيرد . اگر كسى نقادى تفكر مىكند بايد حرمت تفكر را نگاه دارد و مخصوصا استنباطهاى خود را به‌جاى آراء و اقوال اشخاص