تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
تمام راهها در آن به نفى ديانت منته مىشد . ميان اين سه حوزه بعضى اختلافهاى عارضى وجود داشت اما هرسه حوزه در مقابل كفر و شرك و نفاق مستولى كه با آن مخالفت ذاتى داشتند متحد بودند ( چنان كه اختلاف ميان حوزه‌هاى ايدئولوژى غرب هم عرضى است ) در هرسه حوزهء مذكور فلسفه شأن و مقامى داشت و شايد بتوان اين سه حوزه را ، سه حوزهء علم كلام متأخر دانست و پيدايش اين علم كلام نشانه و مقدمهء انقلاب عظيم اسلامى بود . مع ذلك در حوزه‌اى كه مثلا ماركسيسم يا عرفان اباحى رد شده است ممكن است كسانى اين معانى را وسيلهء توجيه ظلم استكبار اروپائى و آمريكائى يا بهانهء ترويج قشريت و مقدس‌مآبى و ظاهربينى قرار دهند ، يعنى بايد متذكر بود كه رد ماركسيسم و ماترياليسم براى اين نيست كه ايدئولوژىها و شبه فلسفه‌هاى بىاهميت مدافع نظام غربى به‌جاى آن پذيرفته شود .

چگونه مىتوان به اين معانى و مطالب توجه كرد ؟

مردم معمولا نمىدانند كه سخنان و اقوال ايشان به كدام اصل يا اصول بازمىگردد . آنها نمىتوانند و نمىخواهند تمام احكام و اقوال خود را تحليل كنند و به مبداء و آغاز آن پى ببرند و اگر مىتوانستند اين همه التقاط و نابسامانى فكرى پيدا نمىشد . منكران فلسفه و مخصوصا متجددان اين طايفه از عهدهء اين تحليل برنمىآيند . ( البته تحقيق در حقيقت فلسفه و تفكر در اين باب غير از انكار فلسفه است ) . بازگرداندن مطالب به اصل و آغاز ، هنر متفكران است . اگر فلسفه به ما بياموزد كه از التقاط پرهيز كنيم و مطالب پراكنده و پريشان نگوئيم و ميان اقوال مخالف جمع نكنيم چرا از مطالعه و تحقيق در آن‌رو بگردانيم . آشنا نبودن با فلسفه در عالم كنونى خطر ديگرى دارد و آن اين كه اشخاص معمولى يا متفلسف بازارى را متفكر بزرگ معرفى