تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
كه فعلا با اين قبيل مخالفت‌ها كارى نداريم و حتى به اقوال ابو سعيد سيرافى هم كه به آن اشاره شد نمىپردازيم . البته در اين كلمات و آراء بايد تأمل كرد و سخن هركس كه از سر درد و از روى جد مىگويد بايد گوش كرد . ابو سعيد سيرافى هم شايد درد دين داشته است و بهرحال نكات قابل تأمل در آراء او وجود دارد : ممكن است مطلبى را هم درست نفهميده باشد . حتى غزالى و فخر رازى و ابن تيميه هم چه بسا كه مقاصد فلاسفه را در تمام موارد بدرستى درك نكرده باشند اما آنها درد خودشان را داشتند و از سر بىفكرى و بلهوسى بحثى را عنوان نكردند . البته متكلمان ما با فيلسوفان تجربى جديد سخنان به ظاهر مشابه دارند ، اما آن حرفهاى به ظاهر مشابه را نبايد موارد اتفاق‌نظر اين دو طائفه دانست . بعضى متكلمان و مخصوصا صاحبان تفكر قدسى معمولا براى حفظ حرمت ساحت قدس الهى ، عقل را عقل فضولى دانستند ؛ اما متجددان از فهم و عقل هرروزى در مقابل عقل فلسفه دفاع كردند . در اينجا مقصود من دفاع از منطق يونانى نيست ؛ اما مطلب به اين سادگى نيست كه با بعضى اشكالهاى منطقى به جنگ آن بروند و مثلا بگويند كه در قياس صورى مصادره به مطلوب وجود دارد . كسانى كه اين حرفها را مىزنند با حقيقت منطق آشنائى ندارند ، و بنا را بر اين گذاشته‌اند كه مثلا ارسطو هم به موجود همان نظرى دارد كه ايشان دارند ، به عبارت ديگر آنها آراء خود را ميزان قرار مىدهند و ديگران را هم ملزم به متابعت از خود مىدانند فىالمثل آنها معتقدند كه كلى با مشاهدهء جزئيات و انتزاع اوصاف مشترك حاصل مىشود ؛ بنابراين مىگويند در قياس : سقراط انسان است . انسان فانى است . پس : سقراط فانى است .
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 49 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى