در مصر هم رشيد رضا صاحب تفسير المنار كه يكى از شاگردان مرحوم سيد جمال الدين اسدآبادى بود علم ظاهربينى برداشت .
در عصر كنونى اينها صرف اختلافات ميان فرق و طوايف مسلمين نيست بلكه اقوام را در مقابل هجوم و تجاوز استعمار فرهنگى بىسلاح و درمانده مىسازد .
اما فسادى را كه از ناحيهء وهابيت و وهابيگرى و ظاهربينى و سطحيت و تجددمآبى عارض دين و ديندارى شده بود بازشناختند و مقابله با آن را به عهده گرفتند ، عجب آنكه وهابىگرى اكنون به صورت مقدس مآبى هم ظهور كرده است .
اينان در ظاهريت خود معنى ظهور را نمىفهمند و بعضا معتقد به ظهور نيستند و فقط دم از ظهور مىزنند .
اين جريان گاهى هم به اسم علم يا تمدن ظاهر مىشد و گاهى داعيهء اصلاح دين و جداكردن آن از خرافات داشت و در صورت نفاق مستور بود . البته اهميت اين معنى هنوز همچنان كه بايد درك نشده است چنان كه طوايفى مىگويند غرب ايدئولوژى ندارد و بايد با ماركسيسم مقابله كرد .
آيا اينها نمىدانند كه ماركسيسم هم به غرب تعلق دارد ؟ آيا نمىدانند كه اختلاف ايدئولوژىها در غرب عارضى است ؟ كسانى كه مىگويند در غرب ايدئولوژى نيست و صرفا بايد با ماركسيسم مقابله كرد ، دانسته و ندانسته به زبان غرب سخن مىگويند و چون در رد ماركسيسم هم از نويسندگان غربى پيروى مىكنند در حد نزاع عارضى با ماركسيسم مىمانند و به اصول و مبانى آن نمىپردازند و به اين ترتيب در موضع دفاع از غرب قرار مىگيرند .
البته اگر كسى ملتزم به دفاع از ديانت است در دقت ضرورت با ماركسيسم هم مقابله مىكند اما نه از موضع غربى و نه به قيمت تطهير و توجيه غرب .
پيشآمد ديگر در خراسان شروع شد و در مقابل مذهب
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٤١