عالم مىگذرد روبگردانند و با اعراض خود اختيار دولت و حكومت را به قدرتمندان استعمارگر بسپارند و در صورت لزوم حكام ظاهرى را از جانب تفريط به سوى افراط برانند . اكنون حرمين شريفين به صورت بندر آزاد كالاهاى مصرفى قدرتمندان و سوداگران جهانى درآمده و در مقابل تفريط سابق در اين سه چهار سال در مشعر الحرام و منى و در شهر مكه پلها و جادههاى بسيار ساختهاند و چه نامتناسب و از روى غفلت ساختهاند . آرى الجاهل اما مفرط او مفرط .
وقتى اسلام به ظاهر صرف تبديل شد هرچيزى مىتواند در پوست آن برود . در اينجا مقصود اين نيست كه در ماهيت نظام سياسى يك كشور بحث كنيم ؛ بلكه وجود نظامى مثل نظام كشور عربى سعودى مؤيد اينست كه ظاهرپرستى به ظاهرسازى و نفاق مىانجامد و ظاهرپرستان و ظاهربينان در مآل امر آلت فعل قدرتمندان مىشوند . وهابيت از ابن تيميه اخذ شده است ؛ اما تكرار سخنان ابن تيميه و شاگردان او نيست بلكه ظاهريت سازشيافته با زمان و متناسب با دورهء استعمار است . ابن تيميه به نام دفاع از اسلام با منطق و فلسفه و عرفان و تشيع مخالفت مىكرد و وجه اين مخالفت ظاهربينى و ظاهرپرستى بود . شايد او نمىدانست كه با تعليمات خود اسلام را تضعيف مىكند ؛ و روزى مىرسد كه كسانى به نام پيروى از او در مقابل اسلام مىايستند و به قدرتهاى استكبارى عالم خدمت مىكنند . مهمتر از اين ، ابن تيميه كه ظاهرا براى اثبات دين با همهچيز مخالفت مىكرد نمىتوانست پيشبينى كند كه به زودى عالم ديگرى به وجود مىآيد كه در آن ضديت با فلسفه و منطق و عرفان و دين با سخنانى شبيه به سخنان او از سر گرفته مىشود و اتفاقا اين سخنان ضد فلسفه را هم فلسفه مىخوانند و نه فقط با آن سخنان قصد اثبات دين ندارند بلكه قصد اول ايشان نفى دين است . اينكه
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٣٨