تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
ايران هم كسروى و بعضى اشخاص ديگر مدعيات مشابه با وهابيت را تكرار كردند . من از تأثير آخوندزاده و ميرزا آقا خان كرمانى و وهابيها بر كسروى و اشباه او سخن نمىگويم اين همه را هوائى كه از غرب آمد پرورد و هنوز هم مىپرورد . آراء كسروى مخلوطى بود از منور الفكرى مبتذل شده قرن هيجدهم اروپا و بعضى از آراء وهابى كه گرچه نام « پاكدينى » داشت اما لامذهبى خشك پر از كج طبعى بود و چون اين قبيل حرفهاى تو خالى در كسى نگرفت ، يا اگر مؤثر شد اثر منفى و ويرانگر داشت كسروى به‌عنوان يك پژوهندهء بزرگ ظاهر شد و البته يكى از پژوهندگان ممتاز بود ولى بدانيم كه دو شأن پژوهندگى و بلفضولى او باهم بىارتباط نبود . غير از كسروى اشخاص ديگرى حتى به نام دين و به نام تشيع بعضى حرفهائى شبيه وهابيت زدند و اين هردو جريان چون به نام دين بود امكان داشت كه منشاء خطر و فساد بزرگ بشود . پاسخ دادن به اين جريان مضر را مرد بزرگ تاريخ اسلام و رهبر انقلاب اسلامى و پيشواى مسلمانان و مستضعفان در كتاب كشف الاسرار ( پاسخ به كتاب اسرار هزارساله ) و در بعضى كتب ديگر به عهده گرفتند . البته آراء امثال كسروى اهميت ندارد ؛ اما اينها مظهرند و اى بسا كه يك نيروى قوى آنها را پيش مىراند ؛ در برابر آن نيرو بايد ايستاد . ظاهربينى غير ملتزم به كتاب آسمانى شأنى از شوؤن غرب است كه از رنسانس و مخصوصا از فرانسيس بيكن آغاز شد و پيداست كه ميان ظاهربينى فرانسيس بيكن و ظاهربينى ابن تيميه فرق بسيار است . ابن تيميه به ظاهر كتاب متمسك بود و فرانسيس بيكن ادراك ظاهر خود را ميزان مىدانست ، گمان مىكنم مؤسسان و معلمان مذهب وهابى ظاهربينى را از فرهنگ غربى و استعمار فرهنگى باز گرفتند و بر ماده‌اى كه در نجد و حجاز ظاهر مىشد اطلاق كردند و با بازيهاى سياسى آن را بر عربستان مسلط كردند .