تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
كلى علماى دين به فلسفه وارد كردند بىربط و سطحى و ناشى از جهل نبوده است و فلاسفه كه مخالفان خود را جاهل دانسته و اقوال ايشان را جاهلانه خوانده‌اند احيانا به داشتهء علمى اندك و بسيار خود مغرور شده و از طريق انصاف بيرون رفته‌اند . پس بحث در اين نيست كه هرنوع مخالفت با فلسفه را بىچون و چرا مردود بينگاريم حتى قصد بحث در آراء و اقوال ابن تيميه هم نداريم تفريط ابن تيميه را بايد در مقابل افراطهاى باطنيه و قرامطه گذاشت . اما كسانى كه در عصر حاضر به نام دين يا به قصد اثبات مذهب اصالت تجربه جديد و به هرعنوان ديگر به ابن تيميه رجوع مىكنند اسلام را در مقابل هجوم شبه شريعت علمى و ادبى غرب ( البته به صورت پراكنده و پريشان ) بىپناه و ضعيف مىسازند . زيرا اگر دين به پوست و قالب و ظاهر صرف مبدل شود ، قدرت غالب عصر از آن سوءاستفاده مىكند . سفر بيت اللّه الحرام و مشاهدات در عربستان سعودى و اشاره به ابن تيميه براى اين بود كه بگويم نظام فعلى و وضع فكرى حاكم بر عربستان اسما دنبالهء ابن تيميه است . البته وهابيت با رجوع به ابن تيميه درست شد ؛ اما اين مذهب جديد كه مىخواهد اسلام و توحيد را صرفا با خراب‌كردن گنبد و بارگاه و مقبرهء بزرگان دين حفظ كند ، از خطر بزرگى كه اسلام را تهديد مىكند غافل است . نظامى كه اكنون در عربستان وجود دارد جاهليت متظاهر به اسلام است و به اين جهت با ناسيوناليسم عربى قرابت پيدا مىكند . اصلا در آنجا فرقى ميان جاهليت و اسلام نمىگذارند و به حكم ظاهر عمل مىكنند و ظاهربينى با افراط و تفريط مناسبت دارد . ظهور وهابيت در ابتدا تفرقه‌اى در عالم اسلام بود . وهابيها با هرچه به نظر ايشان با توحيد منافات داشت با شدت و خشونت مقابله كردند و قهرى بود كه در ظاهر ( و صرفا در ظاهر ) با غرب و اروپا هم سروكار نداشته باشند و از آنچه در