متابعت كند . البته مخالفت با منطق و فلسفه را ابن تيميه و اتباع او آغاز نكردهاند بلكه از ابتداى ورود فلسفه بعضى از متكلمان و علماى دين و ارباب نحو با آن به معارضه برخاستند . چنان كه مثلا ابو حيان توحيدى مناظرهء ميان ابو سعيد سيرافى و متى بن يونس را نقل كرده است . در اين مناظره ابو سعيد اعتراضات جدى به منطقيان مىكند و متى بن يونس از عهدهء جواب برنمىآيد .
يكى از پژوهندگان در مقدمهء كتاب الحروف فارابى نوشته بود كه اين كتاب را فارابى با نظر به آن مناظره نوشته است ؛ يعنى فارابى معتقد بوده است كه متى بن يونس به علت آنكه با ادب عربى آشنائى كافى نداشته و از معارف اسلامى چندان مطلع نبوده از عهدهء جواب دادن به اشكالات ابو سعيد سيرافى برنيامده است . فارابى خواسته است كه دفاع ناقص متى بن يونس هشتادساله در برابر ابو سعيد سى و چندساله را تدارك كند . در اين مناظره متى بن يونس در مقابل ابو سعيد سيرافى ( چنان كه ابو حيان گزارش مىدهد ) به كبكى در چنگال عقاب شباهت دارد و حال آنكه او استاد منطق و مترجم منطق از سريانى به عربى و آشنا به فلسفهء يونانى بود و ابو سعيد سيرافى به فلسفه اعتقادى نداشت و مىگفت با بودن علم نحو و بهرهمندى از عقل به منطق نيازى نيست . نكته مهم در بيان ابو سعيد اينست كه او منكر نحوى عقل و علم عقلى نيست بلكه منطق را عين عقل و عقل صرف نمىداند و ما هماكنون به تحقيق اين معنى احتياج داريم كه آيا عقل عين منطق است و اگر جواب مثبت است از آنجا كه چندين منطق هست ، عقل با كدام منطق عينيت دارد ( آيا عقل همين منطق ارسطوئى است ، يا عقل ديالكتيك هگل و يا عقل هرروزى منطقهاى جديد است ) و اصلا عقل چيست و منشأ آن كجاست ؟
اشكالاتى كه اهل فقه و حديث و معارف اسلامى و بطور
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 36
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٣٦