تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
آنچه آقاى مصطفى غالب در اين باب ابراز داشته ، با استناد به برخى از مصادر تاريخى مىتواند يك نظريهء قابل پذيرش به‌شمار آيد . ولى آنچه از اين نظريه آشكارتر است همان چيزى است كه فيلسوف كرمانى خود در توجيه عقيده و كلامش ابراز داشته است . وى انگيزه‌ى اساسى خود را درمورد طرفدارى از نظريهء « تنزيه محض » جز پيروى از ائمه‌ى اطهار ( ع ) و تسليم شدن در برابر نصوص آن بزرگواران چيز ديگرى نمىداند عين عبارت كرمانى در اين باب چنين است : « فلزمنا هذه الطريقه على ما رسمت الادله المنصوبون للهداية الى طريق الحق فى التوحيد صلوات اللّه عليهم » « 1 » همانگونه كه در اين عبارت مشاهده مىشود كرمانى خود را ملزم دانسته كه در طريق « تنزيه محض » گام بردارد زيرا وى بر اين عقيده است كه اولياء خدا و ائمهء معصومين ( ع ) كه همواره هدايت مردم را به عهده داشته‌اند ، اين طريقه را ترسيم كرده‌اند و راه راستين توحيد را چيز ديگرى جز طريقهء ( تنزيه ) نمىدانند . بايد توجه داشت كه آنچه فيلسوف كرمانى در اين باب ادعا كرده ، درست است و اصل مسأله‌ى تنزيه را به آسانى مىتوان پذيرفت . زيرا شمارهء آيات و رواياتى كه بر تنزيه خداوند دلالت مىكند ، به هيچ‌وجه اندك نيست . در ميان آن دسته از آيات و رواياتى كه درباره‌ى تنزيه وارد شده ، دلالت كلام امير المؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) بر اين موضوع صريخ‌تر و آشكارتر است . حضرت مولى الكونين على ابن ابيطالب ( ع ) در كلام معروف خود به‌گونه‌اى آشكار صفات خداوند را نفى مىنمايد . رئيس رهروان راه توحيد ، كمال اخلاص را ، كه نتيجهء كمال توحيد و كمال تصديق و كمال معرفت است ، نفى صفات خداوند
هامش
( 1 ) - كتاب راحة العقل ، چاپ بيروت ، صفحه 148 .