لتعطيلها و نفيها بان يقال لا هو او لا إله فقط الذى يدل على التعطيل الصريح الذى يكسب النفس بوارا و يضرم عليها فى سواء الجحيم نارا فاما حرف ( لا ) فيتوجه فعله نحو الصفات لنفيها من دون الهوية سبحانها فالصفات هى المعطلة المنفية لا الهوية سبحانها » « 1 » .
چنان كه از عبارات فوق برمىآيد حميد الدين كرمانى اسلوب استدلال مخالفان خود را در مورد رد نظريهى « تنزيه محض » ناديده انگاشته است . وى در مقام پاسخ به استدلال اين اشخاص تنها به يك جمله اكتفا كرده است : نفى صفات باعث تعطيل عالم از مبدء خود نمىشود .
آقاى مصطفى غالب ضمن تعليقهء بسيار كوتاهى كه در پايان سور دوم از كتاب راحة العقل نوشته ، انگيزهء وى را در حمايت از نظريهء « تنزيه محض » رسيدن به دو هدف دانسته است :
نخستين هدف كرمانى در اين باب چيزى است كه بايد آن را نوعى مبارزه و رويارويى با آرا و عقايد معتزله بهشمار آورد .
هدف دوم كه از هدف نخست اساسىتر است ، اين است كه وى خواسته با نوعى غلو و افراطگرائى كه در ميان برخى از رهبران فرقهء اسماعيليه رواج داشته است مبارزه نمايد :
برخى از داعيان اين فرقه مردم را به اعتقاد به نوعى الوهيت براى ائمهء اسماعيلى دعوت مىكردند . اين گونه دعوتهاى انحرافآميز و افراطگرايانه هنگامى به اوج خود رسيد كه در سال 408 هجرى « حمزة ابن على » دعوت عمومى خود را « 2 » آشكار ساخت . در اينجا بود كه فيلسوف خوش قريحهء كرمانى با طرح مسألهء « تنزيه محض » اين گونه دعوتهاى شركآميز را بىاثر ساخته ، با هرنوع غلو و افراطگرائى به مبارزه برخاست .
هامش
( 1 ) - كتاب راحة العقل چاپ بيروت صفحهء 148 .
( 2 ) - همان كتاب صفحهء 154 .