تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
اين‌كه از نوع برخورد اين فيلسوف با مخالفان و ديگرانديشان آگاه شويم ، عين استدلال مخالفان اين فيلسوف را در اينجا مىآوريم ، و سپس برخورد وى را با سخن آنان مورد بررسى قرار مىدهيم . همانگونه كه گذشت ، فيلسوف كرمانى از جمله كسانى است كه در مقام توحيد ، « تنزيه محض » را پذيرفته و به سختى از اين نظريهء افراطى حمايت مىنمايد . وى نه تنها صفات معروف خداوند را نفى مىكند ، بلكه حتى اطلاق عنوان وجود را نيز بر خداوند جايز نمىداند . حكما و بزرگانى كه با اين نظريه‌ى افراطى مخالف‌اند ، در مقام استدلال برآمده ، چنين مىگويند : هنگامى كه گفته مىشود : « خدا موجود است » ، قضيه‌اى تشكيل مىشود كه مفاد آن از فرض سه صورت بيرون نيست : صورت اول ، اين است كه آنچه از اين قضيه در ذهن انسان حاصل مىشود جز مفهوم عام و بديهى چيز ديگرى نيست . البته بايد توجه داشت كه اين مفهوم عام و بديهى داراى مصاديق مختلف و متفاوت بوده ، و فاصلهء ميان برخى از مصاديق آن از نوع فاصلهء ميان متناهى و نامتناهى به‌شمار مىآيد . صورت دوم ، اين است كه آنچه از اين قضيه در ذهن انسان حاصل مىشود ، درست معنى مقابل و متناقض با معنى اول است . جاى هيچ‌گونه ترديد نيست كه آنچه با حقيقت وجود مقابل و متناقض باشد جز عدم چيز ديگرى نخواهد بود . صورت سوم ، اين است كه ادراك انسان از قضيهء مزبور نه با صورت اول منطبق باشد و نه با صورت دوم . كوچك‌ترين ترديدى وجود ندارد كه اگر انسان در برخورد با قضيهء مزبور يكى از دو معنى منطبق با صورت اول يا دوم را ادراك نكند ، ناچار بايد گفت كه هيچ‌گونه معنى از اين قضيه قابل ادراك