تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
او را حى ، عالم و قادر دانسته‌اند ؛ ولى معنى آن اين نيست كه متكلمان معتزلى در آغاز به انكار صفات پرداخته ، سپس گفتار خود را نقض كرده و از عقيدهء پيشين خود عدول نموده‌اند . علت اين نوع تهافت و احيانا ناسازگارى كه در سخنان متكلمان معتزلى ديده مىشود اين است كه آنچه را اين جماعت دربارهء صفات بارىتعالى مورد انكار قرار مىدهند ، دربارهء ذات مقدس او به اثبات مىرسانند ، و مقصود آنان نيز از آنچه در باب نيابت ذات از صفات ابراز داشته‌اند ، چيزى جز اين نيست . به اين ترتيب مىتوان گفت كه متكلمان معتزلى اگر چه در مقابل اشاعره صفات خداوند را نفى مىكنند ولى همهء آن چيزهائى را كه از صفات خداوند انتظار دارند ، براى ذات مقدس او قائل هستند . نگارنده‌ى اين سطور به هيچ‌وجه قصد ندارد از عقيده‌ى معتزله دفاع كرده ، سخن آنان را در اين باب يك سخن معقول و منطقى به‌شمار آورد . ولى اين واقعيت را نيز نمىتوان ناديده انگاشت كه اعتراض و اشكال فيلسوف كرمانى نسبت به نظر اين جماعت در اين باب از روى تأمل كافى انجام نپذيرفته ؛ عين عبارت كرمانى در مقام رد عقيده‌ى معتزله چنين است : « لكن المعتزلة « 1 » قالوا بافواههم قول الموحدين و اعتقدوا بأفئدتهم اعتقاد الملحدين بنقضهم قولهم اولا بان اللّه لا يوصف بصفات المخلوقين باطلاقهم على اللّه سبحانه و تعالى ما يستحقه غير اللّه تعالى من الصفات من القول بانه حى ، عالم ، قادر فساير الصفات نعوذ بالله » . كرمانى بار ديگر دربارهء همين مسأله ، مخالفان خود را مورد انتقاد قرار داده و آنان را سخت نكوهش كرده است . البته لازم به يادآورى است كه اعتراض و اشكال وى به مخالفان خود در اين مورد نيز از روى تأمل و بررسى لازم انجام نپذيرفته براى
هامش
( 1 ) - كتاب راحة العقل ، چاپ بيروت ، صفحهء 149 .
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 358 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى