را به صفاتى مانند صفت حى ، عالم و قادر موصوف كردهاند « 1 » لازم به يادآورى است كه معتزله گروهى از متكلمان اسلامى بهشمار مىآيند كه صفات خداوند را انكار كرده ، ذات مقدس او را نايب مناب صفات دانستهاند . به اين معنى كه هرخاصيت و اثرى كه مىتواند در صفات موجود باشد ، در ذات مقدس خداوند موجود است . بنابراين ، هراثرى كه مىتوان از هريك از صفات انتظار داشت ، همان اثر را مىتوان از ذات يگانهء خداوند انتظار داشت . بهطور مثال اگر اثر صفت علم ، اتقان فعل و استحكام عمل باشد ، به آسانى مىتوان گفت عين اين اثر بر ذات مقدس خداوند مترتب است . به اين ترتيب بايد گفت در نظر متكلمان معتزلى ذات خداوند نايب صفات است و آنچه كه در صفات جستجو مىشود ، بايد دربارهء ذات جستجو نمود . حاج ملا هادى سبزوارى عقيده معتزله و اشاعره را راجع به صفات خداوند در يك بيت به رشتهى نظم كشيده ، چنين مىگويد :
و الاشعرى بازدياد قائله * و قال بالنيابة المعتزله » « 2 »
با توجه به آنچه تاكنون ذكر شد به روشنى معلوم مىشود كه سخن فيلسوف كرمانى دربارهء متكلمان معتزلى نادرست بوده ، و آنچه وى تحت عنوان « نقض گفتار » يا « ناپايدارى در عقيده » به آنان منسوب كرده ، بىاساس است .
آنچه موجب شده ، كرمانى ، معتزليان را به نقض گفتار يا ناپايدارى در عقيده متهم نمايد ، تنها عدم توجه به معنى سخن آنان است . اين سخن درست است كه معتزليان از يكسو صفات خداوند را مورد انكار قرار داده و از سوى ديگر ذات مقدس
هامش
( 1 ) - كتاب راحة العقل ، نوشتهء حميد الدين كرمانى ، چاپ بيروت ، صفحهء 149 .
( 2 ) - شرح منظومه سبزوارى ، بخش حكمت ، چاپ مركز نشر تهران ، صفحهء 106 .