تنزيه و تقديس خداوند ، سخنى است كه بنابرآن هرگونه صفت از خداوند سلب گرديده ، و اطلاق آن بر وى ممنوع شده باشد .
كرمانى براى اثبات اين عقيده كوشش فراوان كرده و در مقام استدلال چنين مىگويد : « عقول آدميان همواره مشتاق و علاقهمند است كه خداوند را مورد تقديس قرار داده ، در برابر آنچه شايستهء ذات اوست ، سر تعظيم فرود آورند » . براى رسيدن به اين مقصود دو راه وجود دارد :
1 - هرگونه صفت نيكو و برترى كه نيكوتر و برتر از آن قابل تصور نباشد ، براى خداوند اثبات گردد .
2 - هرگونه صفت كه مىتواند بر موجودات عالم امكان حمل شود ، از ذات مقدس حقتعالى سلب گشته ، اطلاق آن بر او ممنوع گردد .
اكنون اگر كسى طريق اول را انتخاب كرده ، از راه اثبات صفات نيكو و برتر براى خداوند ، او را مورد تقديس و تمجيد قرار دهد ، ناچار سخن وى به وادى كذب و افترا بر خداوند كشيده مىشود و آنچه را شايستهء مقام مقدس الوهيت نيست به آن منسوب مىنمايد . به اين ترتيب ، بايد گفت : درستترين و راستترين تكيهگاه براى تقديس و تمجيد خداوند جز سلب هرگونه صفت از ذات مقدس او چيز ديگرى نيست . كرمانى در اينجا اضافه مىكند كه صدق و درستى در دو مورد تحقق مىيابد :
مورد اول اين است كه يك شىء براى چيزى اثبات شود كه آن شىء درواقع براى آن چيز وجود داشته باشد .
مورد دوم آن است كه يك شىء از چيزى سلب گردد كه آن شىء براى آن چيز موجود نباشد .
اكنون اگر گونهاى از صفات را براى خداوند اثبات نمائيم ، كه آنها را جز صفات ممكنات چيز ديگرى نمىتوان
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٣٥٢