وجه تسميهء اثر خود غافل نبوده و علت انتخاب اين نام جز جامع بودن كتاب نسبت به آنچه آسايش عقل آدمى در آن است چيز ديگرى نيست .
اين فيلسوف ، سور اول كتاب خود را به مقدمات و علت ترتيب اسوار ، و سور دوم آن را به توحيد و تقديس و تمحيد ذات بارىتعالى اختصاص داده است ، و در سور سوم كتاب از قلم كه به عقيدهء او نخستين موجود است سخن گفته است .
سور چهارم اين كتاب به موجود از ابداع كه خود نخستين مبدع است و همچنين به مبادى شريفه كه حروف علويه بشمار مىروند اختصاص يافته است . در سور پنجم از آنچه از مبادى شريفه موجود گشته مانند طبيعت و اجسام عاليه سخن به ميان آمده و در سور ششم اجسام سفليه و ارتباط آنها با اجسام عاليه مورد بحث و بررسى قرار گرفته است ، و بالاخره در سور هفتم مبحث اركان اربعه و مواليد سهگانه مطرح گشته است ؛ كليهى مسائل مربوط به نفس ناطقه و مراتب و درجات آن نيز در اين سور مورد بررسى واقع شده است .
اكنون كه از نام و نوع مسائل مندرج در كتاب راحة - العقل آگاه شديم ، بىمناسبت نيست برخى از آن مسائل را در اينجا مطرح كنيم و به بررسى آنها بپردازيم :
يكى از مسائل بزرگ و دامنهدارى كه در الهيات به معنى الاخص مطرح شده و حكماى اسلامى دربارهى آن به غور و بررسى پرداختهاند ، مسألهء صفات بارىتعالى و رابطهء آن با ذات مقدس او است . فيلسوف كرمانى نيز در سور دوم كتاب راحة العقل اين مسأله را مطرح ساخته است ؛ اما وى بر خلاف بسيارى از حكما ، صفات خدا را مورد انكار قرار داده است و موصوف بودن را براى حق تبارك و تعالى جايز نمىداند .
وى بر اين عقيده است كه صحيحترين سخن در مقام
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 351
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٣٥١