تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
مىتواند در عالم طبيعت اثر كند و اگر به مرحله عالم تجرد تام رسيد هم به آنچه در دو عالم طبيعت و مثال مىگذرد آگاه است و هم در آنها مؤثر و به تعبير صحيح‌تر مجراى فيض خداوند متعالى خواهد بود چه اينكه نفوس افراد عادى در محدوده ابدان آنها نيز همين حالت دارند يعنى آنچه در قلمرو بدن آنان مىگذرد همراه با آگاهى و اعمال قدرت نفوس آنها مىباشد و ممكن نيست كارى در محدوده بدن بدون علم نفس انجام شود . قرآن كريم همانطورى كه برهان را تأييد مىكند عرفان صحيح را تحكيم مىنمايد و بهترين راه رسيدن به معارف را همان سر جوهرى نفس مىداند كه در آن سفر رونده خود عين راه است زيرا در هرحركتى از آن حيث كه حركت خاص است بين حركت و مسافت و اندازهء او يعنى زمان اتحاد واقعى است و عروض و انفكاك آنها از يكديگر فقط در تحليل ذهن است زيرا مسافت آن نيست كه بدون حركت وجود داشته باشد يا زمان آن نيست كه بدون متزمن و حركت يافت شود بلكه مسافت حركت هرچيزى همانند زمان ويژه او به توسط سيلان و گذر از قوه به فعل مىآيند يعنى در خارج ، زمان و حركت و مسافت متحد مىباشند و عمر هرموجود مادى به مقدار حركت و نحوه حركت او است و مسافت نيز به معنى بوئيدن و استشمام نمودن است نه فاصله بين مبدأ و منته و چون راهها با بوئيدن خاك راه مقدار قرب و بعد هدف را تشخيص مىداد از اين جهت راه و فاصله بين آغاز و انجام را مسافت ناميدند 286 و در حركت جوهرى گذشته از آنكه حركت و مسافت و زمان متحدند متحرك نيز كه خود عين حركت است با آنها متحد بوده و جمعا در خارج به يك وجود موجودند ؛ بنابراين سير جوهرى نفس در مسافت خود ، يعنى درجات ذات او كه با تحول خود او از قوه به فعل مىآيند عين ذات او شده و عمر او نيز عين همان سير