تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
بعد از تحقق به منزله صورت او مىشود و با وى اتحاد پيدا مىكند پس هردرجهء از درجات سه‌گانه وجود را كه نائل مىگردد عين همان رتبه وجودى مىشود 284 خواه در قواى تحريكى و خواه در قواى ادراكى ، تا به جائى برسد كه ادراك او عين عمل و علم او عين قدرت بشود ( اصل چهارم ) مقتضى ترتب سلسله وجود آنست كه مرحله بالا علت فاعلى و واسطه فيض مرحله پائين است چه اينكه در قوس صعود مرتبه پائين علت اعدادى مرحله بالا است باتوجه به اينكه ترتب درجات وجود و تأثير عالى در دانى براساس عليت و معلوليتى است كه در اذهان اوساط از اهل نظر مطرح است و اما اگر همين عليت و معلوليت با تلطيف خاص به نشأن برگشت چنان كه اوحدى از صاحب‌نظران برآنند عالى و دانى همگان مراتب ظهور فاعليت حق‌تعالى خواهند بود كه در اينجا محتواى قاعده - الواحد لا يصدر عنه الا الواحد - به محتواى قاعده ديگرى يعنى توحيد افعالى ظهور خواهد كرد بدون تنافى بين اين دو قاعده 285 ( اصل پنجم ) . براساس اين اصول و ديگر اصول مطويه سير نفس انسانى با هدايت علمى و عملى خداوند متعالى به آنست كه مراحل وجودى را طى كند و در اين سفر طولى هرگز چيزى را از دست نمىدهد بلكه تمام موجوديت‌هاى گذشته را هم‌اكنون دارا است با افزايش مرتبه ؛ زيرا حركت به‌ويژه حركت جوهرى فقط طلب و وصول است نه فقدان چيزى و بدست آوردن چيز ديگر به تعبير ديگر حركت جوهرى يك پارچه آهنگ است نه هجرت و آهنگ نه ترك و وصل نه فراق و وصال بلكه يكسان وصال است لذا همه اجناس و فصول قريب و بعيد بر متحرك جوهرى صادق است و بهر مرحله‌اى كه رسيد اتحادى وجودى با همان مرحله پيدا مىكند و اگر به مرحله عالم مثال رسيد هم به آنچه در طبيعت مىگذرد به اندازه شعاع مثالى خود آگاه است و هم