تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
و اگر هم ارتقاء ظاهرى بهرهء آنان گردد در حقيقت ارتجاع و فرو رفتن در طبيعت است و به تعبير 281 بزرگ حكيم متأله كه هم مفاهيم علوم اسلامى را با برهان فهميده و هم حقائق آنها را با عرفان يافت - دل‌هاى اشقياء همانند درخت است كه گرچه به طرف آسمان رشد مىكند ولى سر آن متوجه پائين و فرورفته در گل‌ولاى مىباشد آنگاه چنين مىگويد
« وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ »
282 چون طبق بيان امام صادق ( ع ) « اصل المرء لبه » و اگر لب لسى به‌سمت طبيعت گرايش داشت قيمت او به همان متاعى است كه در لب او راه يافته است زيرا « قيمة كل امرء ما يحسنه » و از طرفى هم « من وجد فى رحله فهو جزائه » پاداش هركسى به همانست كه در رحل وجودى او يعنى قلب او يافت شود چه اينكه هرانسانى در گرو همانست كه در رحل وجودى او پيدا شد بين اين دو برداشت و دو معنى بين اهل‌نظر و معنى تفاوت درجه است كه ضمير - هو - دربرداشت اول به متاع برمىگردد و ضمير - جزائه - به - من - رجوع مىشود ولى دربرداشت دوم ضمير - هو - به - من - برمىگردد و ضمير - جزائه - به عمل او رجوع مىنمايد و سرانجام كاخ دل كه با سنگ غصب طبيعت قاسى گشت رهن ويرانى است چون « الحجر الغصب فى الدار رهن على خرابها » 283 بنابراين هرگز افراطگر در جذب و شهوت به جائى نمىرسد چه اينكه افراطگر در دفع و غضب نيز به جائى نخواهد رسيد بلكه تعديل همه قواى ايجاب و سلب ادراكى و تحريكى و تجلى آن به صورت تولى و تبرى زمينه شكوفائى معارف خواهد شد و تنظيم آن به روش فلسفى چنين است . بعد از ثبوت مبدئى كه بسيط الحقيقة و كمال محض است ، فيوضات حضرتش داراى درجات سه‌گانه « عالم تجرد تام - عالم مثال - عالم طبيعت » مىباشد آنگاه براساس اصالت وجود