كفار دارد و اگر ركن اصيل درك معارف تقوى و عمل صالح باشد اين احتجاجها همگى بىاثر خواهد بود زيرا آنان كه اهل تقوى نيستند از ادله بهره نمىبرند و به محتواى احتجاج نمىرسند و اگر به مراد آن آگاه نشدند حجت تمام نمىشود و مادامى كه كافر و تبهكارند چيزى نمىفهمند و كسى كه چيزى نمىفهمد نمىتوان با او احتجاج نمود و او را مجاب كرد و اگر با توبه و انابه متقى شدند موردى براى احتجاج نمىماند پس در هردو حال استدلال نمودن و احتجاجكردن به منظور هدايت كفار بىثمر خواهد بود و قرآن منزه از كلام بيهوده است چه اينكه احتجاجهاى معصومين ( ع ) با زنادقه و ملحدين نيز فراوان بوده است و در صورت انحصار فهم مطالب به پارسايان كار ترسايان و ديگر نابسامانان همواره لنگ خواهد بود آرى براى وارستگى تأثير بسزائى است هم در بهتر فهميدن علوم حصولى و درست انديشيدن تفكرات منطقى و هم دريافتن و ديدن اسرار ملكوتى كه براى آن بحث جدائى ذيلا مطرح مىشود تا روشن شود كه پاكان عالم حقائقى را مىبينند كه ديگران توفيق نگاه به آنها را هم ندارند
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ »
.
خود هنر دان ديدن آتش عيان * نى گپ دل على النار الدخان
25 - كيفيت هدايت انسان از لحاظ تذكر و علم حضورى در قرآن كريم
حيات انسان نحوه وجود خاصى است كه علم و عمل در آن هماهنگ و آميخته است بطوريكه هريك از آنها زمينه شكوفائى ديگرى را فراهم مىسازد . بشر اگر علم صحيح تحصيل