تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
حال ثابت و دائم نمىباشد قهرا روشى كه مبتنى بر اصول كلى و ثابت و دائم باشد مانند منطق ارسطوئى صحيح نخواهد بود .

پاسخ

گذشته از آنكه اين اشكال مانند ديگر اشكال‌هاى قبلى بر روش منطقى تنظيم شد نتيجهء كه از آن گرفته مىشود همانا يك امر كلى و دائم و ثابت مىباشد و آن اينكه منطق قديم باطل است و اگر منظور يك امر جزئى متغير باشد يعنى بعضى از قياس‌هاى منطقى مثلا در برخى از صورت‌ها باطل است آسيبى به جائى نمىرساند و مستشكل نيز از آن طرفى نمىبندد پس به عنوان يك اصل ثابت استنتاج شده است . خلاصه اين بحث گسترده در معتبر بودن روش منطقى آنست كه قرآن كريم افكار بشرى را به استعمال سنت فطرى و پيمودن آنچه مورد شناخت طبيعى آنها است هدايت مىنمايد و آن سيرهء فطرى همان پىبردن از معلوم بالذات به مجهول است و براى رسيدن به نتائج حقيقى و يقينى از مقدمات مناسب آن يعنى مقدمات حقيقى و يقينى استفاده نمودن است و براى نيل به مسائل ايدئولوژى و سعادت و شقاوت و سود و زيان امور از مقدمات مشهور و مورد تسلم كمك گرفتن است چه اينكه براى نتائج ظنى از مقدمات مظنون استمداد نمودن است كه همان موعظه ناميده مىشود در برابر قسم اول كه برهان و قسم دوم كه جدل خوانده مىشود و اين‌روش‌هاى سه‌گانه فطرى ظاهرا همان است كه خداوند متعالى پيامبر اكرم ( ص ) را مأمور اجراى آنها ساخت و چنين فرمود
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ »
244 يعنى هم اصل هدايت همگان و هم طرز رهبرى هرفرد يا صنفى در قرآن كريم آمده است .