اشكال دوازدهم
روش منطقى و عقلى در اختيار همه متفكران بشرى است كه در آن پارسا و تبهكار يكسانند زيرا سيرهء منطقى بين مؤمن و كافر فرقى نمىگذارد و ميزان فكرى بين عادل و ظالم امتيازى نمىنهد در حالى كه سيرهء قرآن كريم آنست كه علم سودمند و تذكر ثمربخش را مخصوص افراد با تقوى دانسته و انتفاع از آن را ويژهء پارسايان مىداند و براى ديگران سهمى قائل نيست
« وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَنْ يُنِيبُ »
245 يعنى غير از افرادى كه چندين نوبت به خدا برگشتند و با انابه خود راهى به مبدأ متعالى يافتند « 1 » ديگران طرفى از تذكره نمىبندند
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً »
246
« فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اهْتَدى »
247 كه در اين آيات بهرهبردارى از علوم و معارف منحصرا نصيب پاكان و پرهيزكاران قرار داده شده است و همچنين روايات اسلامى گوياى همين اختصاص بوده و دلالت دارد بر اينكه علم نافع جز به عمل صالح فراهم نمىشود قال الصادق ( ع ) « العلم مقرون الى العمل فمن علم عمل و من عمل علم و العلم يهتف بالعمل فان اجابه و الا ارتحل عنه » 248 .
پاسخ
در اينكه كتاب و سنت براى تقوى ارزش شايان توجهى در بهرهبردارى از علم قائل است ترديدى نيست لكن نه به حد انحصار كه افراد غير متقى هيچ نصيبى از علوم صحيح نداشته باشند و تنها راه رسيدن به معارف همان راه تقوى و عمل صالح باشد . زيرا قرآن كريم احتجاجهاى بىشمارى با تبهكاران و
هامش
( 1 ) - يا از اثر قطع همهء علائق غير الهى تنها به سوى خداوند انقطاع كامل پيدا كردهاند .