او نخواهد بود چون حجت قطعى بر خلاف آنست .
خلاصه آنكه سيرهء سلف صالح نه پرهيز از روش فكرى و منطقى بود و نه از اختلافنظر و تباين رأى و رودرروئى انديشه محفوظ بودهاند . بهعنوان شاهد رسالهء تصحيح الاعتقاد مرحوم شيخ مفيد را كه دربارهء نقد و تحليل رساله اعتقادات مرحوم شيخ صدوق تأليف شد مىتوان نام برد كه در آن متن و شرح بين اين دو اسطوانه علم و تقوى كه نه تنها در بين پيشينيان چهره برجسته بودهاند بلكه درميان امت اسلامى نيز عالمى كمنظير و صالحى كمياب مىباشند تباين آشكارى است كه به بعضى از موارد اختلافنظر اين دو بزرگوار اشاره مىشود :
1 - نظر مرحوم صدوق درباره صفات خداوند اينچنين است كه هرچه را كه ما خداوند را به آن موصوف مىكنيم صفت ذات خداوند است ( كل ما وصفنا اللّه تبارك و تعالى به من صفات ذاته ) و رأى مرحوم شيخ مفيد تفصيل صفات به صفات ذات و صفات فعل است و ارائه قاعده عقلى در ميز بين صفت ذات و صفت فعل است 238 .
2 - نظر مرحوم شيخ صدوق درباره ( لوح و قلم ) آنست كه اين دو فرشتهاند و نظر مرحوم شيخ مفيد بعد از نقد و تحليل به اينجا مىرسد كه « . . . اما من ذهب الى ان اللوح و القلم ملكان فقد ابعد بذلك و نأى به عن الحق اذا الملائكة ( ع ) لا تسمى الواحا و لا اقلاما و لا يعرف فى اللغة اسم ملك و لا بشر لوح و لا قلم » 239 .
3 - نظر مرحوم صدوق درباره نفوس اينچنين است كه آنها همان ارواح مىباشند و خلق اول پروردگارند و براى ماندن خلق شدند و در زمين غريبند و در بدنها زندانى مىباشند و نظر مرحوم شيخ مفيد دراينباره آنست كه مىگويد « كلام
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 306
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٣٠٦