تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
عليهم السّلام به‌همين اوصاف برجسته موصوف بوده‌اند مانند ابى حمزه و زراره و ابان و ابى خالد و هشام بن سالم و هشام بن حكم و مؤمن الطاق و صفوان بن يحيى و صفوان جمال و ديگران كه اختلاف تفسير در معارف اسلامى از ديدگاه آنان مشهور است و اين نيز روشن است كه در اختلاف‌هاى سلبى و ايجابى يا تضاد و مانند آن يكى از دو طرف مورد اختلاف باطل است و همچنين فقهاء و محدثين از پيشينيان چون كلينى و صدوق و شيخ الطائفة و مفيد و سيد مرتضى و ديگران رضوان اللّه تعالى عليهم اختلاف‌هاى روياروئى سلب و ايجاب يا تضاد و مانند آن داشته و دارند پس - روش تذكر - مزيتى بر تفكر منطقى ندارد . بنابراين لازم است به ميزان سنجش علوم و افكار مراجعه كرد و آن همانا تفكر منطقى است . رابعا خلاصه استدلال آنست كه اگر به ذيل معصومين عليهم السّلام تمسك شود اشتباه واقع نمىشود و لازمه آن همانطورى كه قبلا بيان شد پيروى مطلبى است كه بطور يقين از معصومين عليهم السّلام اخذ شده باشد و آنچه يقينا از آن ذوات پاك باشد مورد پذيرش همگان بوده و جاى ترديد نخواهد بود ولى بازگشت آن نيز به روش منطقى است زيرا عقل مىگويد : اين مطلب را معصوم ( ع ) فرموده است و هرچه را كه معصوم ( ع ) فرموده باشد حق است - پس اين مطلب حق است - و اين روش منطقى است كه قطعى النتيجه مىباشد ولى اگر مطلبى مستفاد از خبر ظنى الصدور يا ظنى جهة الصدور يا ظنى الدلالة باشد در غير موارد احكام عملى و دستورات تعبدى معتبر نخواهد بود چه اينكه با حصول علم قطعى بر خلاف محتواى ظنى دليل‌هاى نقلى ، هرگز گمان هم حاصل نمىشود چون محفوف به قرينه لبى متصل يا منفصل است كه در يك صورت اصلا مظنه پيدا نمىشود و در صورت دوم با حصول مظنه بدوى دليلى بر اعتبار