تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
ثالثا تمام آنچه را كه اهل تذكر يافته‌اند و مىيابند بعد از يك تحليل روشن به سنت منطق و عقل برمىگردد بطوريكه در تبيين آنها اگر كمترين خلل منطقى رخنه كند هرگز قابل پذيرش نيست پس سالكان روش تذكر همواره از سنت منطق و عقل استمداد مىنمايند ولى بدان توجه ندارند و نه مىتوان اين معنى را انكار كرد زيرا هرگز تبيين معارف يافته شده بدون روش منطقى قابل‌قبول نخواهد بود خلاصه چيزىكه صحيحا درك بشود و قابل اقامه برهان و بيان منطقى و عقلى نباشد وجود ندارد چه اينكه اگر طرحى ارائه شود كه با ميزان منطق منطبق نباشد صورت صحيحى نخواهد شد - و اين معنى را نيز همان طورى كه نمىتوان انكار كرد نمىشود حمل بر تصادف و اتفاق نمود . آرى مىتوان قبل از دليل فكرى از راه تذكر به حقيقتى نايل آمد آنگاه آن را تحويل فكر و منطق داد تا تبيين يا تقليل شود و اما اينكه - روش تذكر - انسان را بىنياز از روش استدلال مىكند گرچه روش فكرى و عقلى نيز صحيح است و اين هردو روش در نيل به معارف يكسانند يا روش تذكر افضل است زيرا دائما موافق با سخن معصوم ( ع ) مىباشد بر خلاف راه منطق و عقل ، جوابش آنست كه با اعراض از ميزان منطقى و استعمال نكردن ابزار سنجش افكار و علوم احتمال خطر دائم يا غالب را دربردارد گذشته از آنكه اولا اشكال دوم نيز وارد خواهد بود و آن اينكه احاطه به همه مطالب كتاب و سنت و رموز و اسرار آن باتمام وسعتى كه دارد جز براى اوحدى از انسان‌هاى كامل ميسور نمىباشد و هرگز نمىتوان توده مردم را به آن مكلف نمود پس لازم نيست كه مردم معارف دين را از راه غير ميسور تحصيل كنند بلكه از همان روش فطرى همگانى به علوم الهى مىرسند كه آن ترتيب معلوم‌هاى ذاتى و پىبردن به مجهول مىباشد .