تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
عقلى بوده يا بىنيازى از آن باشد يعنى ترتيب مقدمات بديهى موجب كمال نفس نمىشود و علم به نتيجه حاصل نخواهد شد يا آنكه روش تذكر عملى به معنى تهذيب نفس از رذائل و آراستن وى به فضائل انسان را بىنياز از استدلال‌هاى منطقى و عقلى مىكند سخنى است بىاصل زيرا : اولا تحليل عميق درباره علوم و معارف انسانى نشان مىدهد كه علوم تصديقى وى مبتنى بر علوم تصورى او است كه آن مبانى مستقيما محسوسند يا از محسوسات انتزاع مىشوند و بررسى و تجربه ثابت مىنمايد كه فاقد حس فاقد همه علومى است كه به آن حس مفقود منته مىشود . و هرگز به آن رشته علم پيدا نمىكند خواه علم تصورى و خواه تصديقى خواه بديهى و خواه نظرى و اگر همه علوم در نهانخانه فطرت انسانى به وديعت سپرده شده بود يا از راه تهذيب و آراستن نفس به فضائل همه علوم در چهره دل نقش مىبست بايد فاقدين حواس بدين مقام و الا برسند و فقدان حس اثرى نداشته باشد و اگر فقدان حس مانع روش تذكر باشد پس روشن مىشود كه روش تذكر بدين پايه از وسعت و قدرت كه پنداشته شد نيست . ثانيا روش تذكر نه‌چندان سهل است كه همه به آن نائل آيند بلكه بعضى از افراد توفيق آن را پيدا مىكنند و عامه مردم مقاصد زندگى خود را از راه استدلال‌هاى منطقى و عقلى تأمين مىنمايند و نشانه آن ترقى علوم و صنايع بشرى از راه تفكرات حصولى است كه قابل انكار نمىباشد چه اينكه آن را نمىتوان اتفاقى دانست . پس روش استدلال منطقى يك سنت فطرى خلل‌ناپذير است و ممكن نيست نوعى از انواع موجودات جهان چون انسان به يك سنت و روش خاص مجهز باشد ولى راه آن باطل و رنج آن بىحاصل باشد و بااستمداد از آن نتوان به هدف نايل آمد .