ضلالة » 234 و آيا مىتوان اشتباه برخى از پويندگان دينى را سند بطلان اصل دين « معاذ اللّه » قرار داد آيا توجيه خاصى براى اشتباه آنان است كه درباره ديگران نخواهد بود و همانند اختلافهاى اهل كلام فقه اسلامى نيز از اختلافهاى فراوان مصون نمانده است و شعبههاى متعددى به دنبال اختلافهاى فقهى و مانند آن پيدا شدند كه سبب حصر آن در رقم معين در تاريخ مضبوط است و اما آنچه را كه مستشكل نتيجهگيرى كرد كه پيمودن تمام راههاى رايج باطل است تنها راه كتاب و سنت براى طى نمودن متقين مىباشد بازگشت آن بطريق تذكر است كه منسوب به افلاطون يونانى است و آن اينكه اگر انسان از بند هوسها برهد و به زيور تقوى و فضائل روحى آراسته گردد و به درون خود دربارهء امرى بنگرد حق برايش روشن مىشود و اين روش را بعضى از پيشينيان يونان و ديگران و گروهى از مسلمين و جمعى از فلاسفه غرب برگزيدند با اين تفاوت كه هركدام آنرا به وجهى تقرير نمودهاند .
گروهى آن را چنين تقرير كردهاند كه علوم انسانى فطرى است به اين معنى كه همه آن علوم بالفعل براى انسان حاصل و با او موجود است و غفلتهاى موضعى مانع از توجه تفصيلى به آنها مىباشد و باتوجه ، غفلت بر طرف شده و انسان متذكر مىشود پس كسب جديدى نخواهد بود بلكه ظهور بعد از خفا است نه حدوث و وجود بعد از عدم .
گروهى فطرى بودن علوم انسانى را چنين تقرير نمودهاند كه نفس انسانى چون آئينه گرد گرفته هرگاه با انصراف از شواغل مادى گردگيرى شود حقايق جهان در آن مىتابد نه آنكه علوم در وى بالفعل موجود باشد بلكه بالقوة خواهد بود كه با تهذيب جان آنچه بيرون از نفس انسانى است به درون او راه پيدا مىكند و اين روش عرفاء و حكماء اشراق
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٩٩