اقدس خداوندى است شود . لذا رسالت پيامبر گرامى ( ص ) در سه اصل خلاصه شده است :
1 -
« يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ » ،
2 -
« وَ يُزَكِّيهِمْ » ،
3 -
« وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ »
214 و جريان تلاوت آميخته با حلاوت قبلا بيان شد و هماكنون كيفيت هدايت انسان بهعنوان تعليم و هدايت او بهعنوان تزكيه مطرح است . البته معلوم است كه عنوان جامع تعليم شامل تزكيه شده و تزكيه نيز خود نوعى تعليم است ولى منظور از اين دو در اينجا همان معناى خاص هركدام است كه از ديگرى ممتاز مىباشد .
و قبل از آنكه تحليل جداگانه هريك از كيفيت تعليم و كيفيت تزكيه طرح شود مناسب است اشارهء كوتاهى در فايدهء انسجام اين دو رشته در تعليمات آسمانى بشود و آن اينكه اگر مكتبى تنها از راه فكر و علم حصولى مبانى خاص خود را ارائه دهد مادامى كه از علم به عين نيايد و از گوش به آغوش جذب نشود و ادراك حصولى به صورت شهود عرفانى ظهور نكند ، جاذبهء ايمانى نيرومندى نخواهد داشت و گرايشهاى قلبى را به دنبال خود نمىكشاند چه اينكه اگر مشربى تنها از راه شهود و علم حضورى رهآورد ويژهء خود را ارائه دهد مادامى كه قابل تبديل به علم حصولى و اقامهء برهان عقلى نباشد و يافتههاى حضورى به صورت قياسهاى منطقى در نيايد راه دعوت ديگران و هدايت آنان به اين مشرب دشوار و پذيرش آنها بسيار سخت خواهد بود ولى اگر مكتبى گذشته از مشاهدات حضورى براهين عقلى داشت كه ترجمان توانمند مشهودات او باشند راه دعوت ديگران به آن مكتب باز و پيمودن آن سهل است . زيرا يافتههاى حضورى گرچه گرانقدرند ولى انتقال آنها به ديگران مشكل است چه اينكه ادراكهاى حصولى گرچه ارجمندند ولى عامل كشش درونى و گرايش نهانى بودن آنها نيز خالى از