الْمَقْبُوحِينَ »
210 يكى با ديد
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
211 به جهان مىنگرد و ديگرى نابيناى
« يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ »
212 است .
22 - كيفيت هدايت انسان در قرآن
اكنون كه خطوط كلى هدايت از لحاظ تبيين مبدء فاعلى و مبدء قابلى و اجمالا مبدء غائى آن روشن شد لازم است به تشريح مبدء صورى آنكه نحوء تحقق هدايت و كيفيت ظهور آن در انسان مىباشد پرداخته شود . انسان يك موجود زنده فكرى و عقلى است و كيفيت هدايت او به آنست كه اصل حيات او هدايت شود و حيات عبارت از آگاهى يا كوشش يا مجموع هردو يعنى درك و فعل نيست بلكه حيات حقيقت و نحوهء خاص وجودى است كه علم و قدرت هماهنگ در او يافت مىشود و از او ظهور مىكند بطورى كه گذشته از ادراك مسائل نظرى مطالب عملى را درك مىكند و برابر همان آگاهى مىكوشد .
يعنى علم او در عمل او مؤثر است و عمل او فقط از علم او الهام مىگيرد و هرگز بدون آگاهى ممكن نيست كارى را انجام دهد بنابراين حقيقت حيات مبدء علم هماهنگ عمل و منشأ عمل الهام يافته از علم مىباشد ، كه اين منشأ و آن مبدء در انسان همان نفس ناطقه و روح الهى او است و هرانسانى كه اين هماهنگى علم و عمل و همبستگى كوشش و آگاهى در او قوى باشد نشانهء شدت حيات او است و هرانسانى كه اين انسجام در او قوى نباشد دليل ضعف حيات اوست و ضعف حيات يا به آنست كه فاقد توان علمى باشد يا به آنست كه فاقد قدرت عملى باشد يا به آنست كه هماهنگى علم و عمل تعادل لازم خود را باز نيابد ؛ لذا در فرهنگ قرآن فقط مهتدى زنده است و ضال مرده مىباشد زيرا تنها