خلاصه كمال انسان مهتدى آنست كه هم معارف را ببيند و هم بفهمد و بتواند آنها را به ديگران بفهماند و اين كمال اهتداء محصول هدايت كاملى است كه قرآن كريم به آن نويد داد و فرمود :
« إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ »
زيرا هم روش برهانى نور خدائى است و هم سير عرفانى نور الهى است كه قرآن جامع هردو است :
و گر نورى رسد از عالم جان * ز فيض جذبه يا از عكس برهان
دلش با نور حق همراز گردد * وز آن راهى كه آمد بازگردد
ز جذبه يا ز برهان يقينى * رهى يابد به ايمان يقينى
كند يك رجعت از سجين فجار * رخ آرد سوى عليين ابرار 218
ليكن تفاوت اين دو نور در ارزيابى برهان حصولى و شهود حضورى روشن خواهد شد و امتياز حكيم محض از عارف صرف معلوم مىشود و جامعيت انسان كامل نيز تبيين خواهد شد و چون كمال حيات انسانى در آنست كه هم مسائل حكمت نظرى و جهانبينى را درست ادراك كند و هم مطالب حكمت عملى و ايدئولوژى را صحيح بفهمد و هم از راه فكر معانى را بيابد و هم از راه دل حقايق را ببيند و قرآن نيز بهترين ره توشه را بهعنوان نيكوترين روش هدايت به انسان عطا مىكند لذا برهان بر توحيد و نفى شرك را كه يك مسألهء جهانبينى است و جزء مطالب حكمت نظرى است با استمداد از قبح ظلم كه يك مسألهء ايدئولوژى بوده و جزء مطالب حكمت عملى است مىآميزد و چنين مىگويد
« . . . لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ »
219 گرچه بر امتناع عقلى شرك براهينى