تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
اقامه مىنمايد ولى براى پيوند معلوم نظرى با معلوم عملى در اين آيه جريان قبح ظلم را به منزله حد وسط استدلال قرار مىدهد چه اينكه در اقامه برهان بر توحيد ربوبى از زبان ابراهيم خليل سلام اللّه عليه چنين مىگويد
« . . . فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ »
220 گرچه براى ضرورت توحيد ربوبى براهينى اقامه مىنمايد كه حدود وسطى آنها جزء مفاهيم حصولى مىباشد ولى در اين آيه كريمه حد وسط محبت و گرايش دل كه همان راه فطرت و شهود قلب است قرار داده شد . محبت معقول نتيجه شهود عقلى است و يا عين آنست كه در اينجا علم حصولى را با حضورى پيوند داده است و آن را به قالب برهان درآورد و اين مطلب نيز روشن است كه هرگز قياس منطقى با شهود حضورى تركيب نمىشود ولى مفاهيمى كه در آن به كار مىروند گاهى نشان مىدهند كه تبديل يافته از علم حضوريند و ترجمه شده از علم شهودى مانند مفهوم محبت در اين آيه كه نشانه شهود محب و حضور محبوب است . بارى آميختن عصارهء مسائل نظرى با عصير مطالب عملى و آميزش شربت علم حصولى با شهد علم شهودى در اندام سراپا ثمر شجره طوبى كشت روضهء قرآن كريم است و بس لذا تحدى قرآن اختصاصى به الفاظ او ندارد بلكه در همه اين ابعاد تحدى نموده و آوردن سوره‌اى كه حاوى معارفى معادل معارف قرآنى در كسوت پرنيانى معادل جامهء استبرق قرآنى باشد ميسور احدى نيست چه اينكه تنظيم كتابى كه مشهودات اهل دل را با مفاهيم اهل عقل بياميزد و
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ »
را با
« لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ »
مقرون كند مقدور كسى نخواهد بود .