در آن درجه نمىباشد و گرنه لازم مىآيد مقامى بالاتر از مقام او يا مساوى رتبهء او باشد . بنابراين مقام لقاء اللّه جداى از حقيقت انسان كامل نمىباشد زيرا لقاء اللّه جداى از وجه اللّه نبوده و جز تفاوت مفهومى چيز ديگرى مطرح نيست و آن حقيقتى كه خود وجه اللّه است همان حقيقت عين جنة اللقاء خواهد بود كه بلاواسطه از ذات اقدس اللّه صادر شده و بلاواسطه به همان منته بازگشت مىنمايد .
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ »
183 و صاحب اين مقام منيع است كه شفاعت كبرى به دست او است
« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
184 و چون قيدى براى محمود ذكر نشد معلوم مىشود كه محمود مطلق است يعنى همگان او را حمد مىنمايند و از او بهره مىبرند و اين همان شفاعت كبرى 185 رسول اللّه ( ص ) است كه مورد انتفاع همگان در قيامت است .
21 - مظهر اهتداء و ضلالت قلب انسان است
انسان كه متفكر مختار است و درنتيجه يا مهتدى يا ضال مىباشد مركز اهتداء يا ضلالت او همان قلب او است كه حقيقت وى را تشكيل مىدهد و در مستفيض شدن يا محروم ماندن او تأثير تام دارد . زيرا ساير قوا و اعضاء به منزلهء ابزار وى بوده كه مطيع او مىباشند و حق تعيين سرنوشت او را ندارند چون هر مقيدى محكوم مطلق خويش بوده و كمال و نقص او به همان موجود عالى و مطلق نسبت به وى استناد دارد و در قرآن كريم هدايت تكوينى ويژه ، نصيب قلب مؤمن قرار داده شده است
« وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ »
186 و راه هدايت ويژهء تكوينى شرح صدر و سعه وجودى قلب خواهد بود چه اينكه كيفر تبهكارى كه قلب او گناهكار است
« وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ »
187 همان