بستن صدر و ضيق وجودى دل او خواهد شد لذا دربارهء گروه اول فرمود :
« فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ »
188 و دربارهء گروه دوم فرمود :
« وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ »
189 و چون اطلاق و تعين وجود يا ظهور در اختيار مبدء وجود يا منشأ ظهور مىباشد قلبى كه شايستهء هدايت تكوينى باشد از فيض سعهء وجودى يا اطلاق ظهورى برخوردار مىشود ، و دلى كه در اثر
« رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »
190 شايسته وجودى آنچنان يا ظهورى اين چنين نباشد ، در تنگناى طبيعت قرار مىگيرد و همواره گرفتار ضيق صدر و ضنك معيشت مىباشد . نشانهء شرح صدر از زبان معصومى كه خود صدر مشروح است چنين بيان شد كه « الانابة الى دار الخلود و التجافى عن دار الغرور و الاستعداد للموت قبل الموت » و انسان مشروح الصدر هم متصدى است و هم توان هدايت ديگران را دارد
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ »
191 ،
« كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ »
192 زيرا لازمهء وسعت ، شمول ديگران مىباشد و چون در جهاد اصغر شرح صدر لازم است لذا بعد از دريافت فرمان
« اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى »
درخواست
« رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي »
193 طرح مىشود و پاسخ
« قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى »
194 عامل رفع نياز و پيدايش شرح صدر خواهد بود . در جهاد اكبر شرح صدر بيشترى لازم است چنان كه اشارت رفت و براى هدايتيافتهاى كه از شرح صدر برخوردار است چيزى طاقتفرسا نخواهد بود . زيرا سعهء وجودى او همهء ناملايمات را زير پوشش قرار داده و حل مىنمايد
« أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
195 ولى انسان دلبستهء طبيعت كه گرفتار ضيق صدر و تنگناى وجود محدود است در همهء مراحل تحت فشار بوده و هرگز لذت آزادى و رهائى از بند را نمىچشد بلكه هم