ولى قلمرو رسالت مظاهر هدايت مرز مخلصين را گرفته و بسيارى از آنها را زير پوشش خود قرار مىدهد لكن نسبت به اوحدى از مخلصين راه هدايتى ندارد زيرا آنكه صادر اول است خود مظهر هادى مطلق است و ديگر به هدايت هيچ هادى غير از هادى بالذات و بالاصالة كه خداوند احد است مستفيض نخواهد شد . بنابراين انسان كامل نه مانعى براى كمال او است و نه معينى او را يارى مىدهد بلكه بدون هيچ مانع و بدون احتياج به كمك هيچ معينى مستقيما فيض را از هادى بالذات دريافت مىكند . وقتى جناب زراره از حضرت امام صادق ( ع ) پرسيد : « جعلت فداك الغشية التى كانت تصيب رسول اللّه ( ص ) اذا انزل عليه الوحى ؟ فقال ( ع ) : ذاك اذا لم يكن بينه و بين اللّه احد ذاك اذا تجلى اللّه له ثم قال تلك النبوة يا زرارة و اقبل يتخشع » 182 يعنى آن مدهوشى خاص كه در هنگام انزال وحى حضرت رسول اكرم ( ص ) را فرامىگرفت چه بود ؟ امام صادق عليه السّلام فرمود : « آن در صورتى بود كه بين پيامبر ( ص ) و خداى تعالى احدى واسطه نبود و آن همان تجلى اللّه است براى پيامبر ( ص ) و آن مقام و الا همانا نبوت است سپس حالت خشوع براى حضرت صادق ( ع ) دست داد .
و از اين رهگذر مطلب ديگر روشن مىشود و آن اينكه چون براى اولين فيض كه همان اولين صادر يا اولين مظهر است فرشتهء واسطه هدايت نبوده و در كمال وجودى او هيچ چيزى رابط و حائل و حاجز نيست در قوس صعودى نيز اگر مقام و درجهاى فرض شود كه بالاتر از او يا همسان او باشد هرآينه او به مقام نهائى كمال خود نرسيده است و چون بالاتر از انسان كامل در قوس صعود همانند قوس نزول مقامى نيست پس جنة اللقاء جداى از ذات و بيرون از حقيقت او نبوده و ورود در آن به معنى استقرار ظرف در مظروف يا صاحب درجه
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
ص٢٧٤