تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
در مقدمه دوم ) چنين مىگويد : اولين شبهه‌اى كه در بين بشر پيش‌آمد همانا شبههء ابليس بود كه منشأ آن استكبار در برابر فرمان آفريدگار بود سپس آن شبهه واگير به چندين شبهه منشعب شد و در اذهان بشر گسترش يافت تا مذاهب تازه و بدعتهاى گمراه به بار آمد و آن شبهات در انجيل‌ها و تورات مسطور است و به قالب مناظرهء بين ابليس و فرشتگان درآمده است ، و امام رازى بعد از نقل اشكال‌هاى ابليس چنين مىگويد : « . . . لو اجتمع الاولون و الاخرون من الخلائق لم يجدوا عن هذه الشبهات مخلصا الا الجواب الالهى » مرحوم صدر المتألهين مىگويد : « . . . و غرض الفخر اثبات مذهب اصحابه من القول بالفاعل المختار و نفى التخصيص فى الافعال » يعنى منظور امام رازى تثبيت مذهب جبر و تجويز ترجيح بدون مرجح و تبيين ارادهء جزافيه است و حضرت استاد علامه بعد از بحث مستوفى در اين زمينه چنين مىگويد : « . . . ما مر من البيان . . . يصلح لدفع هذه الشبهات . . . و يكفى مؤنتها من غير ان يحتاج الى اجتماع الاولين و الاخرين ثم لا ينفعهم اجتماعهم على ما ادعاه الامام فليست بذاك الذى يحسب » 176 . لازم است توجه شود به اينكه معناى آيهء كريمه
« لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ »
177 ، نه اثبات ارادهء گزافى است و نه سند ترجيح بدون مرجح و نه دليل جبر بلكه سؤال يا از علت فاعلى است كه انجام‌دهندهء كار كيست يا از علت غائى است كه انگيزهء كار چيست و چون خداوند متعال فاعل بالذات و مبدء نخست و نخستين علت است سؤال در علت فاعلى دربارهء او راه ندارد چه اينكه چون خداوند متعال غايت بالذات و مقصد ذاتى و مقصود نهائى است سؤال از او دربارهء علت غائى و تعيين انگيزه معنى ندارد و تفصيل آن به موطن خاص خود ارجاع مىشود .