تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
توضيح داد كه هدايت تكوينى خاص ، نصيب انسان هدايت‌جو مىشود كه با حسن اختيار خود راه مستقيم را برگزيد و ضلالت تكوينى مخصوص دامنگير انسان ضلالت‌پيشه مىشود كه با علم و ارادهء خود راه انحرافى را انتخاب نمود
« أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ »
141 . بنابراين ، آياتى كه بطور مطلق هدايت و ضلالت را در بعد اثبات و نفى منوط به ارادهء خداوندى مىداند معيار مشيت بارىتعالى را نيز با كمك آيات ديگر توجيه مىكند
« فَيُضِلُّ اللَّهُ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »
142
« وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ »
143 و همانطوريكه ضلالت را بر تبه‌كار تثبيت مىكند فيض هدايت را نيز از او سلب مىنمايد .
« إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ »
144
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ »
145
« وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ »
146 كه در همهء اين موارد با حفظ موضوع كفر و فسق و ظلم و مانند آن و بعد از تحقيق اين‌گونه عناوين و انطباق آنها بر افراد و گروهها آنگاه مىفرمايد ضلالت بر آنان روا و هدايت از آنها به دور است .

17 - اختصاص هدايت و اضلال تكوينى به خداوند سبحان

چون هدايت نحوهء ايجاد و فيض خاص وجودى است و اضلال عبارت از ترك آن مىباشد و نظام هستى و ترك چيزى از آن منحصرا در اختيار هستى محض يعنى خداوندگار است بنابراين هدايت تكوينى عام و جامع و هدايت تكوينى ويژه هردو قسم از آن خداوند رحمان است چه اينكه اضلال تكوينى در موارد ياد شده نيز مخصوص خداوند سبحان است و هيچ موجودى بالاستقلال در آن نفوذ ندارد و اما هدايت تشريعى
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 262 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى