تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
لا يُؤْمِنُونَ »
155 و روشن است كه در هردو مورد اختيار و آزادى كاملا محفوظ است يعنى گروه اول ( معصومين عليهم السلام ) در كمال اختيار و با امكان و قدرت بر گناه از آن به عنوان هجرت از رجز پرهيز مىكنند و گروه دوم ( كفار و منافقين ) در كمال اختيار و امكان و قدرت بر اطاعت از فيض آن دورى مىجويند ( فرار المزكوم من رائحة المسك )
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ * فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ »
156
« فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ »
157 .

18 - ضلالت فقدان هدايت است

در تمام مواردى كه سخن از هدايت و سعادت و خير و مانند آن‌ها است افاضهء وجودى خداوند رحمان مطرح است و در همهء مواردى كه سخن از ضلالت و شقاوت و شر و مانند آن‌ها درميان است جز ترك افاضهء وجودى خداوند سبحان چيزى نخواهد بود و اصل كلى اين مسأله در سوره فاطر آيهء 2 چنين آمده :
« ما يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ؛
در اين آيه جريان عمومى فيض خداوند به‌عنوان باز شدن در رحمت طرح شده است كه هيچ عاملى توان بستن آن را ندارد و آنچه كه بر خلاف فيض خداوندى مىباشد به‌عنوان امساك فيض و تعطيل رحمت مطرح است نه به‌عنوان يك امر وجودى زيرا اگر رحمت خداوندى به موردى نرسد چيزى در آن مورد يافت نخواهد شد و همين يافت نشدن وجود و فقدان كمالات وجودى است كه منشأ انتزاع مفاهيم عدمى مانند ضلالت و شقاوت و شر خواهد شد و چون سراسر جهان امكان سپاهيان خداوندند
« لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
158 هيچ موجودى بدون اذن او كارى را انجام نخواهد داد و چون همهء خزائن مادى و معنوى در اختيار
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى ) — صفحة 264 | مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى