توفيق فراگيرى معارف حكم و امتثال به احكام را به او نمىدهد .
در اين هنگام است كه او را به حال خود واگذار كرده و هيچگونه كمك و مساعدتى به او نمىرسد و او دراينحال راههاى انحرافى را ادامه داده و آنها را بر راه راست الهى ترجيح مىدهد و در پايان به عذاب دوزخ محكوم مىگردد
« فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ »
125 زمانى كه منحرف شدهاند خداوند چنين مجازاتشان كرد كه منحرفشان بنمايد ، كه اين ازاغه ، كيفر آن زيغ اختيارى خودشان مىباشد .
« يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ »
126 كه در اين آيه اضلال فاسقها را به خداوند نسبت داد يعنى تنها موردى كه خداوند فردى را گمراه مىكند همانا موردى است كه آن فرد با سوء اختيار خود فسق را بر عدل ترجيح بدهد و راه انحرافى را انتخاب كند
« كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ »
127 كه در اين آيهء كريمه اضلال خداوند بهعنوان كيفر تلخ اسراف و شك مطرح شده است و نمونهء ديگر آنست كه
« وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ »
128 يعنى هرگز خداوند گروهى را گمراه نمىكند مگر بعد از هدايت و تبيين كامل راه تقوى و اگر كسى بعد از روشن شدن حق راه باطل را عمدا پيمود در مرحلهء تداوم آن راه ، خدا او را گمراه مىكند .
« كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكافِرِينَ »
129 زيرا
« قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ »
130 و اگر با تبين حق و روشن شدن رشد كسى عمدا راه باطل را برگزيند از نعمت توفيق راهيابى محروم خواهد ماند مگر آنكه يك تحولى در نهان او پيدا شود كه در اين جهش نيز لطف خداوند دوباره ظهور خواهد كرد چه اينكه عكس آن نيز همچنين خواهد بود .
« إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا »
131 ،
« إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ »
132
« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
133
« بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ »
134 .